آقای جلیلی تو نباید می آمدی
تو نباید میآمدی آقای جلیلی چرا که انتخابات آنطور که تو فکر میکنی نیست و برای رئیس جمهور شدن چیزی بیشتر از آبرو لازم است انتخابات پول میخواهد پول زیاد... آنقدر زیاد که همه را راضی کند و بهانه را از رسانههای زرد مایل به سبز بگیرد
برای پیروز شدن باید زرنگ بود و با همه ائتلاف کرد باید به همه سهمی داد و حرفهای همه را به استثنای مردم شنید
آقای جلیلی پراید خودروی مطمئنی نیست و خیلیها با پراید به مقصد نرسیده اند برای ثبت نام باید بنز داشت آن هم چندتا تاخدای نکرده در راه نمانی و دست مردم به شما نرسد
آقای جلیلی برای رئیس جمهور شدن باید رنگی غیر از خاک انتخاب کرد تا طرفدارانت به چشم بیایند و چشم مردم از حضور بیشمارشان در خیابانهای شهر بترسد
برای رئیس جمهور شدن باید شبکه داشت نه با وبلاگ که با لپتاپ...باید هزار هزار لپتاپ خیرات کنیبا طرفدارانت برایت در بالاترین خبر داغ کنندو الآن قیمت یک لپتاپ دست کم حقوق یک ماه چهار کارگر است
وقتی آن قدر ساده ای که اگر در خیابان تصادف کنی حتی پلیس نمیشناسدت و راننده از ترس تو به لکنت نمیافتد...
آقای جلیلی قبول کن هیچ کس نمیشناسدت چون هیچ دادگاهی خبر سازت نکردهاست نه در دانشگاهی سهمی داشته ای و نه فرزندانت در خیابان مردم را به جان هم انداخته اند
آقای جلیلی تو اقتصادی نیستی و اقتصاد با تو بیگانه است تو مثل بعضی برای خودت صندوق ذخیره ارزی نداری و دست هایت لطافت اسکناسهای سبز را درک نکرده است تو حتی برای خودت هم نتوانستهای مسکنی درست کنی و نتوانستهای پولی پس انداز کنی که آتیه فرزندانت باشد
تو تنهایی تنهای تنها و همه همرزمانت تنهایت گذاشته اند حتی پایت هم تو را برای این روزهای سخت همراهی نکرده است و اسرائیل هنوز هم که هنوز است بر عکس بعضی با تو سر جنگیدن دارد چون مملکت ارث پدری ات نبوده که آن را به کنگره آمریکا بفروشی و آنها هم تشویقت کنند
آقای جلیلی قبول کن اشتباه کرده ای و نباید میآمدی
به نام خالق و رب دو عالم