دوقطبی سازی های جعلی؛ محور عملیات در انتخابات ریاست جمهوری 96

وقتی در دوران اصلاحات اتفاقاتی همچون

1. ایجاد نشریه های زنجیره ای

2. قتل های زنجیره ای

3. فتنه کوی دانشگاه

4. قائله خرم آباد

5. انتخابات و تشکیل مجلس ششم

6. ترور سعید حجاریان و داستان سعید عسگر

7. پروژه نوارسازان

8. کشته شدن سعید امامی

و چند اتفاق دیگر را کنار هم می گذاریم و به انتخابات ریاست جمهوری دوره هشتم سال (1380) نگاه می اندازیم مهمترین مساله ای که با آن مواجه می شویم پروژه ها و واقعه سازی های عجیب و غریبی هستند که حجم رخداد و تاثیرشان به نسبت 4 سال بیش از حالت عادی می باشد و همین امر موجب توجه بیش از حد ذهن مردم بر روی این حواشی و پروژه ها به جای توجه به مسایل اصلی کشور و زندگی شخصی و مشکلاتشان می باشد

 این مسیر طی شده در آن دوران ؛ امروز نیز با توجه به نفوذ فضای مجازی در حال شدت گرفتن به خصوص تا انتخابات ریاست جمهوری می باشد و برخلاف عده ای که به دنبال کاهش رای آقای روحانی با نقد عملکردش هستند بنده معتقدم اتاق فکر و ستاد آقای روحانی مشغول ریل گذاری هوشمندانه و البته تکراری به همان شیوه سید محمد خاتمی در انتخابات 80 برای انتخابات 96 می باشند به گونه ای که تبلیغات رییس جمهور در مخالفت با موارد و دوقطبی های غیرواقعی و ساخته شده در 4 سال اخیر مانند

1. پروژه اسیدپاشی اصفهان

2. پروژه بورسیه های وزارت علوم

3. پروژه سخنرانی های علی مطهری در شیراز و مشهد

4. پروژه کنسرت های دانشگاهی

5. پروژه کنسرت های شهری

6. پروژه رحمانی سازی اسلام

و .... می باشد نه بیان و دفاع از گزارش عملکرد ایشان در دوره 4 ساله ی (92-96) که منتقدان به آن توجه دارند.

که این ریل گذاری ابتکار عمل را از دست کاندیداهای رقیب گرفته و منجر به ریاست جمهوری مجدد آقای روحانی می شود.


منتشر شده در کانال تلگرامی فانوس سایه ها

 

انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری را دریابید

به گزارش خبرنگار ائل حسین زینلیان بروجنی در دومین همایش دفاتر جامعه اسلامی دانشگاه های شمال غرب کشور در دانشگاه تبریز خطاب به فعالان سیاسی اجتماعی در دانشگاهها گفت: اگر نتوانید به عنوان ساکنان منطقه شمالغرب کشور در کشورهای همسایه و هم چنین وقایع مناطق خود تاثیرگذار باشید نباید اسم خود را دانشجو بگذارید، باید و باید نسبت به یکدیگر شناخت پیدا کنید و همدلی و همزبانی را از همین تشکل خود آغاز نمایید.

وی این موضوع را در سیستم بالادستی سیاسی کشور نیز پراهمیت دانسته و افزود: اگر همدلی و همزبانی بین ملت ایران و دولت و مسئولان وجود نداشته باشد در این رابطه شکاف بزرگی به وجود خواهد آمد که درنهایت دشمنان انقلاب اسلامی ایران از این شکاف به نفع خود بهره خواهند برد.

حساسیت سال جاری به دلیل پیشرو بودن دو انتخابات مهم

وی با اشاره به حساسیت سال جاری به دلیل پیشرو بودن دو انتخابات مهم تاکید کرد: در انتهای سال جاری دو انتخابات سرنوشت ساز مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی داریم و بنابر سخنان رهبری و ریاست جمهوری مبنی بر همدلی و همزبانی ملت و دولت در راستای این انتخابات فعالیت هایی را آغاز خواهیم کرد.

زینلیان به وضعیت کنونی مجلس شورای اسلامی اشاره کرده و اظهار داشت: در حال حاضر در مجلس نهم دو فراکسیون اصولگرایان و رهروان ولایت در جریانات و تصمیمات مجلس تاثیرگذار هستند و حتی در هنگام انتخاب رئیس مجلس نیز در نهایت فراکسیون رهوران ولایت توانست رای بیشتری را به خود جذب کرده و آقای لاریجانی به عنوان نماینده این فراکسیون ریاست مجلس را ازآن خود کند پس در حالت کلی مجلس کنونی به طور کامل در دست جریان اصولگرا می باشد و جریان های دیگر یعنی اصلاح طلبی و اعتدال در آن نقش آن چنانی ندارند.

دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در رابطه با انتخابات سال ۹۰ تاکید کرد: در انتخابات مجلس نهم در سال ۹۰ تغییری در مشخصات کاندیداها انجام شد و آن اینکه مدرک کاندیداها باید کارشناسی ارشد و بالاتر باشد.

انتخابات مجلس سیاسی و انتخابات خبرگان اعتقادی است/از نفوذ سیاست در اعتقاد نگرانیم

وی گفت: انتخابات مجلس انتخاباتی سیاسی است و انتخابات مجلس خبرگان انتخاباتی اعتقادی است که امکان تاثیرگذاری بر هم را دارند چون به صورت همزمان برگزار خواهند شد و در واقع از نفوذ سیاست در اعتقاد نگرانیم.

وی با اشاره به اینکه جریان اصلاحات پس از فتنه ۸۸ برای مدتی در جریانات سیاسی منزوی شد، گفت: آن ها در سال ۹۱ تصمیم گرفتند به این انزوا پایان داده و در انتخابات ریاست جمهوری با قدرت هر چه تمام تر حضور یابند اما باید گفت که رئیس جمهور وقت در واقع کاندیدا و گزینه جریان اصلاحات نبود بلکه عارف گزینه اصلی آن ها کنار کشید به این امید که حسن روحانی پس از پیروزی انتظارات آنان را برآورده کند اما آن ظور که مشهود است این انتظارات آن طور که باید و شاید برآورده نشد.

زینلیان در رابطه با این انتظارات برآورده نشده افزود: رفع حصر عناصر فتنه، منصوب کردن عارف به یک مقامی بلندپایه و ازادی عمل دادن بیشتر به سید محمد خاتمی از جمله انتظاراتی بود که دولت کنونی آن طور که باید و شاید آن ها را برآورده نساخت.

اصلاح طلبان در انتخابات مجلس دهم خواهان بازگشت به قدرت هستند

دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان گفت:  اصلاح طلبان در انتخابات پیشرو خواهان بازگشت به قدرت هستند  و برای دستیابی به این هدف نیز تلاش های فراوانی می کنند، طی یک بازی سازی حساب شده مجلس نهم را در افکار عمومی تبدیل به دشمنی برای دولت روحانی جلوه دادند و به افکار مردم این موضوع را تحمیل کردند که روحانی به دلیل مخالفت مجلس نمی تواند کاری انجام دهد و این مجلس نهم همواره ساز مخالف با دولت روحانی می زند.

وی هم چنین با اشاره به اوضاع کنونی خاورمیانه تصریح کرد: ما هم اکنون در خاورمیانه ای زندگی می کنیم که تمام اطرافمان را جنگ و خونریزی فرا گرفته است و دشمنانی که به خون مقاومت تشنه اند در حال تعرض به خاک مقاومت هستند هر چند همواره ناکام بوده اند.

وی افزود: دو محور بزرگ مقاومت و سازش در خاورمیانه در تقابل با هم قرار گرفته اند که محور مقاومت پایتخت های تهران، دمشق، بیروت و بغداد را در اختیار دارد که صنعا نیز در حال گرویدن به این شهر هاست و در مقابل آنکارا، ریاض، قطر و تل اویو وپایتخت های مرکزی محور سازش می باشند، همگان باید بدانند که جنگ اصلی در خاورمیانه جنگ بین شیعه و سنی و یا عرب و عجم نیست بلکه جنگ سازش با کشورهایی است که می خواهند روی پای خود بایستند.

محور سازش می خواهد مراکز مقاومت در منطقه را تضعیف کند

زینلیان با بیان اینکه در حال حاضر دو تفکر وهابی در منطقه حاکم است، تاکید کرد: تفکر اول که متعلق به داعش است این است که کشتن شیعه به کشتن کافر ارجحیت دارد اما  تفکردوم که همان تفکر طالبان است کشتن کافر را بر شیعه ارجح می دانند.

دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با اشاره به جنگ های نیابتی که در منطقه در حال وقوع است، اظهار داشت: از سال ۲۰۰۰ آمریکا از سه طرف ایران را تحت محاصره خود درآورد که تنها راه خروج از این محاصره حضور در جنگ های نیابتی بود که با آگاهی رهبر انقلاب و سران کشور ایران توانست تا حدودی از این محاصره خارج شده و بال های خود را در منطقه بگشاید؛  در واقع اوضاع به گونه ای شد که آمریکا دو دستی عراق را به ایران تحویل داد!

وی با اشاره به روحیه وحشیانه آمریکایی ها گفت: این کشور به احد الناسی رحم نمی کند و به همین منظور باید با حفظ و ارتقای بصیرت همواره به هوش باشیم.

جنگ ایران با استکبار جهانی جنگی ۲۵۰۰ ساله است

وی جنگ ایران با استکبار جهانی را جنگی ۲۵۰۰ ساله خواند و افزود: ایرانیان و به خصوص مردم آذربایجان در ۲۵۰۰ سال گذشته با اکثر کشورهای قدرتمند جهان چون روسیه، انگلیس و  آمریکا جنگیده است، آمریکایی ها خود گفتند که ژنتیک ایرانی ها مشکل دارد! 

زینلیان اهمیت بسیاری برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری قائل شده و گفت: جنبش سبز از دو سال گذشته یک خطی را تحت عنوان “خبرگان رهبر ساز” مطرح کرده است و از مجلس خبرگان آتی به عنوان تاثیرگذارترین خبرگان رهبری یاد می کند، این جریان مطمئنا با نزدیک شدن انتخابات در شبکه های اجتماعی این افکار خود را انتقال خواهند داد و خواهند گفت رهبرسازهای خود را انتخاب کنید.

دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان خطاب به فعالان جامعه اسلامی دانشجویان گفت: آمادگی خود را برای مقابله با جریان های انحرافی چند برابر کنید تا رفتارهای تاثیرگذاری در جریان انتخابات سال جاری داشته باشید.

طبق پیش بینی ها مجلس دهم از لحاظ ساختار همانند مجلس پنجم خواهد بود

وی با بیان اینکه در انتخابات  آتی مجلس شورای اسلامی سه جریان اصولگرایی، اصلاح طلبی و اعتدال کاندیداهایی را معرفی خواهند کرد، تاکید کرد: برآورد این است که در مجلس دهم ۵۱-۷۰ درصد از نمایندگان اصولگرا و مابقی اصلاح طلبی و اعتدال حضور داشته باشند و در واقع می توان گفت مجلس آینده از لحاظ ساختار مشابه مجلس پنجم خواهد بود.

وی با اشاره به جناح های سیاسی اصلاح طلبی گفت: مجمع روحانیون مبارز، بنیاد باران با ریاست سید محمد خاتمی، بنیاد امید ایرانیان با ریاست عارف، حزب ندای ایرانیان با ریاست صادق خرازی، حزب مشارکت، حزب اعتماد ملی، حزب کارگزاران با ریاست کرباسچی، حزب اعتدال و توسعه با ریاست نوبخت و در نهایت جنبش سبز  جناح هایی هستند که آماده اند تا در انتخابات آتی حضوری پررنگ از خود نشان دهند.

زینلیان هم چنین افزود: ایجاد اختلاف در بین اصولگرایان با بزرگنمایی احمدی نژاد؛ القای نبودن محوریت برای  وحدت در اصولگرایان و بزرگنمایی شکست وحدت در انتخابات های گذشته، القای تصویر غلط برای مرزبندی اصولگرایان و در نهایت تلاش برای شکست خورده نشان دادن همایش های اصولگرایان در شهرستان  ها از راهبردهای اصلی اصلاح طلبان در انتخابات آتی است.

در آستانه انتخابات حرف های رسانه ها بازی سیاسی است

دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با بیان اینکه در آستانه انتخابات حرف های رسانه ها بازی سیاسی و حرف های کاندیدا ها نیز وعده هایی پوچ است، گفت: چشمانتان را باز کنید و در این فضای غبارآلود به هوش باشید تا از قطار انقلاب که بر روی ریل هایی که از خون شهدا درست شده است حرکت می کند، جا نمانید و به مانند کسانی نباشید که با تجربه چند ساله به عنوان مسئولان اصلی انقلاب اسلامی اکنون چنان از قطار انقلاب پیاده شده اند که هیچ کس فکرش را هم نمی کرد.

وی در پایان با اشاره به سخنرانی اخیر سید محمدرضا خاتمی در دانشگاه امیرکبیر خاطرنشان کرد: آن ها به دنبال این هستند که روز دوم خرداد ماه سید محمد خاتمی را به دانشگاه امیرکبیر ببرند که در این صورت دوقطبی سیاسی در دانشگاه امیرکبیر ایجاد شده و باعث دعوایی سیاسی و شاید وقوع حادثه ای نظیر کوی دانشگاه شود چرا که از نظر آنان همه آزادند الا حزب اللهی ها.

لازم به ذکر است دومین همایش جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه های شمال غرب کشور با موضوع “جریان شناسی جمهوری اسلامی ایران” به مدت دو روز ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت ماه سال جاری با حضور دانشجویان دانشگاه های شمالغرب کشور در دانشگاه تبریز در حال برگزاری است.


منتشر شده در ائل پرس

 

اسامی نمایندگان شهرستان بروجن در ادوار مجلس شورای اسلامی

 

اسامی نمایندگان شهرستان بروجن در ادوار مجلس شورای اسلامی

برای دانلود کلیک کنید

تکراری ترین خبر سیاسی نظامی برای ملت ایران

اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد

در طی 18 سال گذشته، به طور میانگین رژیم صهیونیستی هر 2_3 هفته یکبار یک خبر در مورد تهدید حمله به ایران از مجاری رسانه‌ها منتشر کرده است. در زیر برخی از این گزارشات به ترتیب تاریخ انتشار آورده شده است. لازم به ذکر است که این فهرست یک فهرست جامع و کامل نمی‌باشد.

تاریخ

نام روزنامه یا سایت

عنوان خبری

2011

4 نوامبر

The Globe and Mail

نشانه‌های حمله اسرائیل به ایران محتمل است.

3 نوامبر

Agence France Presse

در اسرائیل، زمزمه‌های حمله به ایران افزایش می‌یابد.

28 سپتامبر

Haaretz

فرانسه: ایران با ادامه توسعه برنامه هسته‌ای خود، خطر حمله را به جان می‌خرد.

26 سپتامبر

USA Today

اوباما بمب‌های «بانکر باستر» به اسرائیل می‌فروشد.

30 می

The Associated Press

نخست‌وزیر اسرائیل: حمله به ایران الزامیست.

9 می

Ottawa Citizen

رییس سابق موساد: بمباران ایران توسط اسرائیل حماقت است.

5 می

Agence France Presse

باراک: ایران از بمب هسته‌ای علیه اسرائیل استفاده نخواهد کرد.

25 ژانویه

Agence France Presse

رییس سازمان اطلاعاتی اسرائیل: ایران بر روی بمب کار نمی‌کند.

13 ژانویه

The Australian

اخطار نخست وزیر اسرائیل در مورد حمله هسته‌ای به ایران

3 ژانویه

The Associated Press

آفتنپستن: اسرائیل آماده حمله به ایران می‌شود.

2010

29 دسامبر

Agence France Presse

نخست وزیر اسرائیل: سه سال است که ایران در حال ساخت بمب است.

6 دسامبر

The Washington Times

آیا ابتدا اسرائیل یا آمریکا به ایران حمله خواهند کرد؟

30 نوامبر

The Australian

ضرب‌الاجل اسرائیل برای حمله به ایران هسته‌ای

30 نوامبر

The Guardian

اقدام هماهنگ موتورسواران بمب‌گذار در حمله به دانشمندان هسته‌ای در تهران

29 نوامبر

Agence France Presse

اسرائیل می‌تواند بدون کمک آمریکا به ایران حمله کند.

20 آگوست

Agence France Presse

آمریکا به اسرائیل می‌گوید که ایران با بمب اتمی یک سال فاصله دارد.

12 آگوست

The Christian Science Monitor

آیا واقعاً این احتمال وجود دارد که اسرائیل تابستان آینده به ایران حمله کند؟

12 ژوئن

Agence France Presse

برای اینکه اسرائیل بتواند ایران را بمباران کند عربستان سعودی دست به آزمایش پاک‌سازی آسمان می‌زند.

21 آوریل

Wall St Journal

اسرائیل مزایای حمله مستقل به ایران را بررسی می‌کند.

2009

15 دسامبر

The Associated Press

اسرائیل: ایران در حال نزدیک شدن به توانمندی‌های بمب اتمی است.

22 اکتبر

Washington Times

وورد واچ: اگر اسرائیل از آسمان به ایران حمله کند، چه اتفاقی می‌افتد؟

13 اکتبر

Christian Science Monitor

آیا حمله هوایی اسرائیل می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را متوقف سازد؟ اسرائیل توانایی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را دارد.

22 سپتامبر

Wall St Journal

اسرائیل: گزینه حمله نظامی به ایران بر روی میز قرار دارد.

17 سپتامبر

The Montreal Gazette

تأسیسات هسته‌ای ایران زیر آتش؛ به گفته یکی از مقامات اسبق دفاعی،‌ در صورت عدم تحریم، اسرائیل تا پایان سال دست به حمله خواهد زد.

6 جولای

The New Zealand Herald

بیدن: آمریکا مانع اسرائیل برای حمله به ایران نخواهد شد.

11 ژوئن

The Wall Street Journal

در صورت حمله اسرائیل به ایران چه اتفاقی می‌افتد؟ نوشته جان بولتون

9 ژوئن

The Australian

کلینتون: ممکن است اسرائیل به ایران حمله کند.

3 ژوئن

Agence France Presse

لیبرمن: اسرائیل قصد بمباران ایران را ندارد.

21 می

The Jerusalem Post

ریس سیا: اسرائیل می‌داند که حمله به ایران به معنای «مشکل بزرگ» خواهد بود.

18 آوریل

The Times (London)

اسرائیل همچنان که آماده بمباران پایگاه‌های هسته‌ای ایران می‌شود، چالش با ایران را افزایش می‌دهد.

16 آوریل

The Baltimore Sun

گیتس در خصوص حمله به ایران به اسرائیل هشدار داد.

2 آوریل

The Jerusalem Post

پترائوس هشدار داد که ممکن است اسرائیل دست به حمله پیشگیرانه علیه ایران بزند.

25 مارس

Agence France Presse

اسرائیل: ایران می‌تواند در عرض یک سال بمب هسته‌ای بسازد.

11 فوریه

CBS News

ایران بیشتر از آنچه فکر می‌شود به بمب هسته‌ای نزدیک است.

11 ژانویه

Agence France Presse

آمریکا طرح اسرائیل برای حمله به ایران را رد کرد.

2008

5 دسامبر

Dow Jones International News

اسرائیل در حال طرح‌ریزی حمله یک‌جانبه به ایران است.

25 نوامبر

Agence France Presse

اولمرت: آمریکا هیچ‌گاه توصیه‌ای در مخالفت با حمله اسرائیل به ایران نکرده است.

23 نوامبر

Agence France Presse

ارتش اسرائیل به طراحی حمله به ایران اصرار می‌ورزد.

7 نوامبر

The Jerusalem Post

آیا قبل از اینکه اوباما امور را بدست گیرد، اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد؟ نظر تاریخ‌دان بنی موریس در این باره مثبت است.

6 اکتبر

Agence France Presse

ایران اعتقادی به حمله اسرائیل ندارد، آمریکا حمله خواهد کرد.

6 اکتبر

The Daily Telegraph

اسرائیل طرح حمله به ایران را دارد.

26 سپتامبر

Agence France Presse

اسرائیل می‌خواست امسال ایران را بمباران کند، آمریکا مخالفت کرد.

15 سپتامبر

The Jerusalem Post

اسرائیل در نظر دارد 1،000 بمب «بانکر باستر» از آمریکا خریداری کند. این موشک‌ها جزو تجهیزات اصلی برای حمله هوایی به تأسیسات هسته‌ای نطنز ایران به حساب می‌آیند.

11 سپتامبر

Agence France Presse

آمریکا از ارائه بمب به اسرائیل برای حمله به ایران خودداری کرد.

31 آگوست

The Jerusalem Post

کشورهای عربی خاورمیانه ایده حمله به ایران را رد کردند. برخی برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای را حق ایران می‌دانند.

30 جولای

Agence France Presse

اوباما می‌گوید در صورت شکست تحریم‌ها، اسرائیل می‌تواند به ایران حمله کند.

11 جولای

The Daily Telegraph

اسرائیل با انجام آزمایش‌های موشکی، آمادگی خود را برای حمله به ایران اعلام کرد.

21 ژوئن

The Independent

اجرای آزمایشی حمله به ایران توسط اسرائیل با 100 هواپیمای جنگی

13 ژوئن

The Jerusalem Post

لابی‌های ضد لابی اسرائیل نمایش خود را به اسرائیل آوردند. اسرائیل و حامیان آمریکایی آن، برای حمله به ایران به ما فشار می‌آورند.

9 ژوئن

The Guardian

اسرائیل در تلاش است تا هشدار نخست‌وزیر مبنی بر حمله به ایران را کم اهمیت جلوه دهد.

7 ژوئن

Agence France Presse

اعتراض ایران به سازمان ملل پیرامون اخطار حمله اسرائیل

6 ژوئن

The Associated Press

نخست‌وزیر اسرائیل: اسرائیل آماده حمله به ایران است.

1 می

Dow Jones International News

نخست‌وزیر اسرائیل: ایران امسال به فناوری بمب هسته‌ای دست پیدا خواهد کرد.

2007

13 دسامبر

Jerusalem Post

دنیل پایپز: گزارش «ارزیابی‌های ملی اطلاعاتی» آمریکا، احتمال جنگ علیه ایران را افزایش می‌دهد.

11 دسامبر

Agence France Presse

نخست‌وزیر اسرائیل هشدار داد که ایران تا سال 2010 می‌تواند بمب هسته‌ای بسازد.

7 دسامبر

Dow Jones International News

اسرائیل همچنان حمله نظامی به ایران را مدنظر دارد.

6 دسامبر

Dow Jones International News

کارشناس مسائل ایران و اسرائیل هشدار می‌دهد که تهران می‌تواند تا سال 2009 بمب بسازد.

21 نوامبر

Jerusalem Post

اسرائیل: گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی غیرقابل قبول است.

[در این خبر، اسرائیل البرادعی، رییس آژانس‌، را متهم به طرفداری از ایران کرد، چرا که گزارش آژانس فعالیت‌های ایران را عاری از اتهامات وارده دانست]

2 اکتبر

The Age

حمایت استرالیا از حمله به ایران؛ اسرائیل و انگلیس از طرح آمریکا استقبال کردند.

24 سپتامبر

Dow Jones International News

احمدی‌نژاد: ایران به اسرائیل یا هیچ کشور دیگری حمله نخواهد کرد.

10 جولای

Agence France Presse

رسانه‌های اسرائیل: ایران با بمب اتم سه سال فاصله دارد.

14 مارس

Agence France Presse

اولمرت: اسرائیل علاقه‌مند به حمله به ایران نیست.

1 مارس

The Jerusalem Post

لیبرمن: اسرائیل به تنهایی می‌تواند با ایران رودررو شود.

24 فوریه

The Daily Telegraph

اسرائیل در پی آمادگی اوضاع برای حمله هوایی به ایران

7 ژانویه

Agence France Presse

طرح اسرائیل برای حمله هسته‌ای تاکتیکی به ایران

3 ژانویه

The Jerusalem Post

حمله موثر به ایران حمله‌ایست که دیروز باید روی می‌داده است.

2006

11 نوامبر

Agence France Presse

در صورت حمله اسرائیل، ایران دست به اقدام متقابل می‌زند.

10 نوامبر

Dow Jones International News

ممکن است اسرائیل در وهله آخر مجبور به حمله به ایران شود.

23 اکتبر

The Jerusalem Post

یهودیان آمریکا خواستار حمله اسرائیل به سلاح‌های هسته‌ای ایران هستند.

18 جولای

The Washington Times

اسرائیل قادر به حمله هوایی به ایران است؛ هواپیماهای جنگی ساخت آمریکا امکان نابودی سایت‌های غنی‌سازی را به وجود می‌آورند.

23 می

Agence France Presse

بوش وعده داد که از هرگونه حمله اسرائیل به ایران دفاع می‌کند.

22 می

Chicago Sun Times

ایران چند ماه، و نه چند سال، با ساخت سلاح‌های هسته‌ای فاصله دارد. اسرائیل می‌گوید: نخست‌وزیر در صورت کارساز نبودن دیپلماسی، گزینه حمله را حذف نخواهد کرد.

22 ژانویه

Chicago Sun Times

اسرائیل می‌گوید که می‌تواند به سایت هسته‌ای ایران حمله کند.

2005

30 دسامبر

Agence France Presse

اسرائیل: حمله به ایران سخت است و نه غیرممکن.

17 دسامبر

The Straits Times

به گفته یکی از نظامیان اسرائیل، ممکن است اسرائیل ماه آینده به سایت‌های هسته‌ای ایران حمله کند.

11 دسامبر

Dow Jones International News

مقامات اسرائیلی: حمله به فعالیت‌های هسته‌ای ایران حذف نشده است.

5 دسامبر

Agence France Presse

پس از تهدید حمله نتانیاهو، ایران به اسرائیل هشدار داد.

5 دسامبر

The Associated Press

نتانیاهو از حمله پیشگیرانه به ایران حمایت می‌کند.

29 اکتبر

Agence France Presse

ایران می‌گوید که هیچ‌گونه قصدی برای حمله به اسرائیل ندارد.

21 سپتامبر

The Independent (London)

اسرائیل می‌گوید که ایران در عرض شش ماه به بمب هسته‌ای دست پیدا خواهد کرد.

14 مارس

The Seattle Times

بر اساس گزارشات موجود، اسرائیل طرح حمله احتمالی به ایران را دارد.

23 فوریه

Agence France Presse

رییس سابق نیروی هوایی اسرائیل به موج حمله به ایران دامن زد.

16 فوریه

Agence France Presse

اسرائیل: ایران برای کسب دانش ساخت بمب هسته‌ای شش ماه فاصله دارد.

1 فوریه

The Jerusalem Post

بولتون: آمریکا بسیار نگران حمله اسرائیل به ایران است.

21 ژانویه

The Jerusalem Post

چنی هشدار داد که ممکن است اسرائیل به ایران حمله کند.

2004

22 اکتبر

Los Angeles Times

اسرائیل ایران را در تیررس خود دارد.

22 سپتامبر

The Times (London)

فروش بمب‌های جدید آمریکا به اسرائیل حاوی پیامی برای ایران می‌باشد.

19 آگوست

The Daily Telegraph

ایران به اسرائیل در خصوص حملات پیشگیرانه هشدار داد.

18 آگوست

Christian Science Monitor

آیا ابتدا اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد؟

2003

23 نوامبر

Daily News

همچنان که ایران به سوی سلاح‌های هسته‌ای حرکت می‌کند، اسرائیل حمله هوایی پیشگیرانه را مورد بررسی قرار می‌دهد.

12 اکتبر

Ottawa Citizen

اسرائیل زیردریایی‌های خود را مجهز به سلاح‌های هسته‌ای می‌کند.

11 اکتبر

Agence France Presse

اسرائیل آماده حمله پیشگیرانه به سایت‌های هسته‌ای ایران

1997

9 دسامبر

The Times

اسرائیل دست به طراحی حملات هوایی به ایران می‌زند.

1995

7 ژانویه

Agence France Presse

ایران به اسرائیل در مورد حمله به تأسیسات هسته‌ای هشدار داد.

6 ژانویه

The Age

اسرائیل هشدار داد: ایران در طی پنج سال به بمب هسته‌ای دست پیدا می‌کند.

1994

23 ژوئن

The Independent

آمریکا به اسرائیل یک نیروی تهاجمی قدرتمند ارائه می‌کند؛ بمب‌افکن F-15I امکان حمله به اهداف موجود در عمق خاک عراق و ایران را بدون نیاز به سوخت‌گیری میسر می‌سازد.

قاتل شهیدان رجایی و باهنر کیست؟ بخش چهارم

حسن عسگری راد مسئول دفتر شهید رجایی در گفتوگو با رادیو فرهنگ درباره عامل ترور شهیدان رجایی و باهنر گفته است: کشمیری ظاهری متعبد و خداجو داشت. آب وضوی دستش را خشک نمی کرد چون می گفت مستحب است. در راهروها سربه زیر راه میرفت تا نگاهش به نامحرم نیفتد. او با این ظاهرسازیها پیش رفت. مردم هم امروز مراقب کسانی باشند که با ظاهرسازی پیش میروند و میخواهند خودشان را حامی نظام و انقلاب معرفی کنند. 

به گفته مسئول دفتر شهید رجایی "در روز انفجار دفتر نخست وزیری، جلسه شورای امنیت تشکیل شده بود که افراد زیادی از جمله رئیس شهربانی و پلیس در آن حضور داشتند. آیت الله مهدوی کنی وزیر وقت کشور نیز با تاخیر به این جلسه آمدند. من در اتاق خودم مشغول استراحت بودم که صدای انفجار را شنیدم." 

او همچنین عنوان کرده است: محسن سازگارا که این روزها خارج از ایران است و مطالبی را برای ایرانیان مطرح می کند، به من گفته بود که این بار نوبت شهادت رجایی است. این نشان میداد که او ارتباطاتی داشته که از این موضوع خبر داشت.

حسن عسگری راد درباره آنچه محسن سازگارا به او گفته توضیح بیشتری نداده است اما پست سازگارا در دفتر شهید رجایی به نوعی گفته های مسئول دفتر شهید رجایی را تایید می کند. 

سازگارا معاونت نخست وزیری شهید رجایی را بر عهده داشت و از کسانی به شمار رفته که همواره در انفجار مقر نخست وزیری مورد اتهام بوده است. اقدامات او پس از حادثه انفجار موید این موضوع بوده است.

نقش آفرینی سازگارا پس از ترور 
پس از انفجار دفتر ریاست جمهوری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر، شایعه ای با عنوان «شهادت» مسعود کشمیری منتشر شد که از ساعت ۶ صبح فردای حادثه صورت رسمی به خود یافت. پس از جلسه محرمانه‌ای که میان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها برقرار می شود ، اطلاعیه‌ای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی درنخست‌وزيري به صدا و سیما جهت اعلام ارسال می‌گردد.

در این اطلاعیه که ساعت ۸ صبح از رادیو پخش می شود، «شهادت کشمیری» رسماً اعلام می‌گردد. این در حالی است که در لحظه تنظیم این اطلاعیه علم کامل بر نبودن جنازه در محل حادثه، پزشکی قانونی و بیمارستانهای تهران حاصل گردیده بوده است و همچنین سرتیپ شرفخواه و سرهنگ وصالی بر خروج کشمیری لحظاتی قبل از حادثه شهادت داده بودند.

جسد سازی 
دومین اقدام برای شهید جلوه دادن کشمیری جسد سازی برای وی بوده است تا اصلی‌ترین ابهام در این خصوص مرتفع گردد. هاشمي رفسنجاني در كتاب عبور از بحران درباره اين ماجرا مي‌نويسد: «دوشنبه ۹ شهریور [۱۳۶۰]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آوردند، مشاهده كردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از دندانهای طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود. مقداری گوشت [البته صحیح آن خاکستر است] هم در كیسه نایلونی [جمع] كرده بودند؛ به عنوان فرد دیگری به نام «مسعود كشمیری» منشی جلسه». 

جمع كردن مقداري خاكستر در يك كيسه نايلون به عنوان جسد كشميري، ورود شيون كنان يك زن به عنوان همسر شهيد با فريادهاي مسعود مسعود، تشييع باشكوه تابوت منتسب به كشميري با شعار «كشميري چي شد؟ كشته شد!» به روي دست مردم و خلاصه اغفال مسئولين توسط يك باند محفلي در اطلاعات نخست وزيري در حالي صورت مي گرفت كه مسعود كشميري براي خروج از كشور نياز به فرصت و عدم حساسيت بود و يقيناً بر روي يك عنصر به شهادت رسیده، هیچ حساسیتی نخواهد بود. 

جازدن مشتی خاکستر به جای پیکر شهیدرجایی برای تبرئه عامل ترور
در این راستا افرادی همچون علی اکبر تهرانی، محسن سازگارا و نادر قوچکانلو به دلیل تلاش برای جسد سازی متهم بودند که با تهیه مقدماتی از قبیل تابوت و جمع‌آوری خاکستر از محل حادثه، در ابتدا تلاش می‌کنند آن را به عنوان پیکر شهید رجایی جا زده و پیکر آن شهید عزیز را به عنوان جسد کشمیری اعلام نمایند که با اعتراض برخی دوستان شهید و خانواده وی که در بیمارستان انقلاب اقدام به شناسایی پیکر شهید رجایی کرده بودند، خاکستر را به عنوان پیکر کشمیری اعلام می نمایند و به مقابل مجلس برده و تشییع می‌کنند. این توطئه با اعتراض افرادی همچون دکتر زرگر نماینده وقت مجلس آشکار می‌گردد که اعلام می‌دارد حتی با سوختن بدن به مدت ۲۴ ساعت در آتش برخی استخوانها همچون جمجمه بر جای خواهند ماند و نمی‌تواند از جسدی تنها خاکستر مانده باشد آن هم در شرایطی که پیکر شهیدان باهنر و رجایی تقریباً سالم است. 

آيت الله امامي كاشاني نيز همچون بسياري ديگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزيري را مبهم مي پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتي كه در ماهنامه شاهد ياران به چاپ رسيد، مي گويد: «این سؤال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند... اندکی دقت نشان می‌دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می‌سازد. بسیار ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهواً پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه‌های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا ۴۸ ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.»

هماهنگی دفن جسد
همزمان با تشییع جنازه، افرادی همچون علی اکبر تهرانی و سازگارا به بهشت زهرا رفته و برای هماهنگی دفن جسد کشمیری تلاش می کنند. در حالی که تمام مراحل قانونی همچون شناسایی اجساد، معاینه ، اعلام نظر پزشکی قانونی و صدور مجوز دفن درباره شهیدان رجایی، باهنر و دفتریان به صورت کامل انجام گرفته است، هیچیک از این مراحل درباره کشمیری طی نمی گردد. جالب آنکه در حالی که نسبت به جنازه ساختگی کشمیری تا این حد احساسات عمومی برانگیخته می شود، هیچ اقدامی از سوی دفتر نخست وزیری برای تشییع و تدفین شهید دفتریان که مدیرکل امور مالی نخست‌وزیری بوده است، انجام نمی‌پذیرد. 

جالب تر آنکه پس از آشکار شدن بخشی از حقیقت، روابط عمومي نخست وزيري در اطلاعيه‌اي با تأكيد بر اينكه پيكر سومي كه توسط مردم تشييع شده متعلق به كشميري نبوده بلكه جسد سيد عبدالحسين دفتريان مديركل مالي اداري نخست وزيري بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای به دست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!

این درحالی است که در ابتدای این اطلاعیه رسمی آمده است: شهید دفتریان در اثر خفگی شهید شده و نه سوختگی. پس پیكر او از ابتدا قابل تشخیص هویت بوده، پس چگونه او را با «مسعود كشمیری» اشتباه گرفته بودند؟

گفتنی است، محسن سازگارا که روزگاری مدعی بود که در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش داشته است؛ دهه ۷۰ منویات درونی خود را آشکار کرد و با خروج از ایران مبارزه علنی خود را با جمهوری اسلامی از شبکه صدای آمریکا آغاز کرد. او به عضویت موسسه جرج بوش، رئیس جمهور پیشین آمریکا هم در آمده است.

قاتل شهیدان رجایی وباهنر کیست؟ بخش سوم

هر سال همزمان با هشتم شهریور ماه، نام مسعود کشمیری به عنوان عنصری که عامل انفجارنخست وزیری بوده و با نفاق خود تا اصلی ترین مراکز امنیتی کشور نفوذ نموده بود، مطرح می شود. نام او غالباً همراه است با بیان تزویرهایش که دو خودکار در جیب داشته یکی برای بیت المال و یکی شخصی و... اما در این میان، کمتر، سوابق و شخصیت او بررسی شده است.

مسعود کشمیری فرزند سعید با شماره شناسنامه 401، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود

که از تاریخ 23/5/51 تا اواخر سال 53 با قراردادهای 6 ماهه به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعی شاغل بوده است.

وی همچنین پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در شرکت "سایبرناتیک" و شرکت انگلیسی "رایدر هند" با مسئولیت فردی معروف به "مستر نیشام" شاغل بوده است. با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجی ها به کشورهایشان، شرکت مذکور منحل می شود و مسئول شرکت با برجای گذاشتن اموال خود از کشور فرار می کند.

شرکت سایبرناتیک نیز مربوط به اسماعیل داودی شمسی بوده است و معرف های کشمیری قدسی خرازیان و رضیه آیت الله زاده شیرازی از اعضای شاخص منافقین بوده اند. از دیگر معرفین وی علی اکبر تهرانی است که از متهمین ردیف اول در پرونده هشتم شهریور بوده است.

وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -که برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و کمی پیچیده تر عمل کرد.

او به همراه علی اکبر تهرانی تحت مسئولیت محمود طریق الاسلام در این سازمان حضور داشت. وی پس از انقلاب نیز همچنان عضو سازمان منافقین بوده و اسامی مستعاری همچون "حنیف" و "مجیب" داشته است. منزل او در مهرشهر کرج و آریاشهر از بزرگترین انبارهای سلاح و مهمات سازمان بوده است و افراد سطح بالایی از سازمان در این منازل به تشکیل جلسه می پرداخته اند. همسر وی مینو دلنواز نیز از اعضای فعال منافقین بوده است و اکنون نیز به همراه وی متواری است. کشمیری همزمان با فعالیت گسترده در سازمان منافقین به عضویت در کمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمد کاظم پیرورضوی در می آید.

وی مدتی نیز در ضد اطلاعات مرکزی نیروی هوایی و مرکز مستشاری امریکایی ها با عنوان نماینده نخست وزیر دولت موقت و زیر نظر کمیته اداره دوم ارتش مستقر بود. در این مدت، از جمله اقدامات وی می توان به مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاکمه عاملان کشتار 17 شهریور اشاره کرد که با توجه به ریشه امریکایی جمعه خونین و تظاهر منافقین در آن تاریخ به اعمال ضد امریکایی، محل تأمل فراوان است.

وی در بدو تأسیس طرح و برنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز مدتی به عضویت آن در آمد. معرف وی عبدالمجید قبادیان معدوم از دیگر نفوذی های ارشد منافقین به سپاه آقای داود شمسی بوده است.

وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی کودتای نوژه به نمایندگی از کمیته اداره دوم ارتش داشته است که از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات کودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.

وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می کند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی کوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به کار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملکرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور کرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.

از دوستان صمیمی او می توان به علی اکبر تهرانی، جلیل بیات (که از اتهاماتش جسدسازی برای کشمیری و تلاش برای شهید جلوه دادنش بوده است)، اشاره کرد.

پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد، پدر مسعود کشمیری بازنشسته شرکت نفت بود که در سال 1377 به علت سرطان در انگلستان فوت و دفن شد. این بخشی از اطلاعاتی است که حجت الاسلام ری شهری در کتاب خاطرات خود از مسعود کشمیری نقل می کند.

درباره مسعود کشمیری، سعید شاهسوندی، عضو پیشین مرکزیت مجاهدین خلق ایران که مدتی با کشمیری در ترکیه همخانه بوده است، در مصاحبه ای گفته است: «ولی کشمیری را مدت کوتاهی در ترکیه در یک خانه سازمانی که من آنجا بودم و همسرم نیز بود، در حوالی خیابان فاتح استانبول ترکیه، کشمیری و همسرش مدتی آنجا بودند.

مکان این خانه پشت مسجد سلطان محمد فاتح بود که یکی از خلفاء و پادشاهان است. در آن حوالی ما یک خانه ای داشتیم و بعدها در منطقه شمالی استانبول بود و ما مدتی در این هر دو محل با کشمیری و خانمش و من و خانمم هم خانه بودیم و مدتی با هم بودیم. طبعاً ما زیاد درباره حادثه هایی که بر هر کدام از ما رفته صحبت نمی کردیم، این یکی از اصول سازمانی بود ولی به هر حال ایشان مدتی در ترکیه بود."

او ادعا می کند مسئول بالاتر کشمیری فردی به نام افتخاری بوده است: «مهدی افتخاری مسئول بخش نظامی- امنیتی سازمان هست، در آن ایام، مسئول بخش نفوذی ها بود، اینهایی که در ارگان ها نفوذ کردند در ارتباط مستقیم با مهدی افتخاری هستند. مهدی افتخاری چهره ای است که در هیچ یک از جلسات علنی در ستادهای شناخته شده سازمان و مراکز اصلی یا تردد نمی کند و یا بسیار کم تردد می کند و از ورودی های معمولی ساختمان ورود و خروج نمی کرد و در جلسات کمتر حضور پیدا می کرد.

کاندیدای علنی سازمان در مجلس و خبرگان نبود و همیشه چهره ای بود که در حاشیه بود و کمتر کسی او را می شناخت و کمتر کسی از نیروهای جدید می دانست او چه نقشی دارد که در این ایام مسئول بسیاری از نیروها از جمله مسعود کشمیری، همین آقای مهدی افتخاری است.»

سرهنگ مهدی کتیبه از اعضای حاضر در جلسه شورای امنیت که جان سالم به در برده است، درباره کشمیری می گوید: «در اواخر سال 57 از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند.

از جمله این افراد آقای کشمیری بود که با دست خط رسمی رئیس دفتر نخست وزیر وقت یعنی مهندس بازرگان به ارتش معرفی شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارک نیروی هوایی را بر عهده گیرد. رئیس دفتر نخست وزیر آقای بازرگان، شخصی بود به نام آقای خلیلی، بدین ترتیب کشمیری به کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسی پیدا می کند.

ایشان تا کمی قبل از انفجار نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رجبی و داداشی که آنها هم از نخست وزیری معرفی نامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند. کشمیری به این صورت وارد تشکیلات نظامی گردید و بعد از مدتی کارش را در نیروی هوایی رها کرد و به شورای امنیت آمد، او قیافه حق به جانبی داشت، با ریش محرابی، قشنگ و صورت سرخ و سفید موجه که هر کس که ایشان را می دید، فکر می کرد حتی نماز شبش را نیز ترک نمی کند.»

شاهسوندی که اکنون از منافقین بریده و در خارج از کشور به سر می برد، درخصوص چگونگی عملکرد کشمیری می گوید: «یک طرح اطلاعاتی را راه انداخت و بسیاری از سران رژیم را دعوت کرد و گفت کاری کنیم که جلوی نفوذی ها را بگیریم و آنها را شناسایی کنیم، در حالی که خودش بالاترین نفوذی بود و این طرح را می داد و طبعاً هیچ کس جز خودش مسئولیت این طرح را بر عهده نمی گرفت و به این ترتیب اگر مزاحمینی بودند که ممکن بود نسبت به او حساسیت داشته باشند، تحت عنوان نفوذی ممکن بود آنها را از قسمت های مختلف حذف کند و در عین حال جایگاه خودش را مستحکم تر کند.

ما همان طور که گفتم در کردستان مشغول به رادیو مجاهد بودیم، بعدها معلوم شد که جمهوری اسلامی به دنبال راه افتادن رادیو مجاهد طرح بمباران ایستگاه رادیویی را در دستور کار خودش قرار داده، طرحی که کشمیری بعدها در سازمان گفت که پیشنهاد رفسنجانی بوده و پیگیری اش به نخست وزیری داده می شود.

ابتدائاً پارازیت هایی که فرستاده می شود و همچنان اثر نمی کند و طرح بمباران را می دهند که ابتدا شناسایی محل فرستنده در ارتفاعات و بعد هم بمباران آن است که مسئول این طرح کشمیری است و نتیجه هم معلوم است که چه سرانجامی دارد!»

اشاره شاهسوندی به موضوعی است که در کشاکش نبرد منافقین و نظام جمهوری اسلامی ایران پس از اعلام جنگ مسلحانه تابستان سال 60 رخ داد. رادیو منافقین (رادیو مجاهد) فعالیت بسیار شدیدی در سازماندهی نیروهای باقی مانده در خاک جمهوری اسلامی داشت. در این مقطع مسئولین تصمیم به نابودی مرکز این رادیو می گیرند.

ستادی از متخصصین بسیار مجرب نیروی هوایی، اداره فرکانس های مخابرات، اداره دوم ارتش و... تشکیل و مأموریت می یابند محل رادیو را کشف کنند. خسرو تهرانی که در آن مقطع دبیری شورای امنیت را برعهده داشته است، قائم مقام خود مسعود کشمیری را در رأس این ستاد قرار می دهد.

پس از شناسایی کامل و تهیه نقشه دقیق، یک جنگنده بمب افکن برای نابودی مقر رادیویی منافقین اعزام می شود که به دلایل نامعلومی دچار سانحه شده و سقوط می کند.

پس از این سانحه، ستادی برای بررسی علل آن مأمور می شوند که از سوی خسرو تهرانی که مسئولیت اطلاعات نخست وزیری را نیز بر عهده داشته است، بار دیگر مسعود کشمیری در رأس کمیته قرار می گیرد. در این عملیاتها جواد قدیری نیز کشمیری را همراهی می نموده است.

سعید شاهسوندی در مصاحبه خود همچنین به نامه ای از مسعود کشمیری اشاره می کند که به خوبی معرف شخصیت اوست و در بر دارنده اطلاعاتی پیرامون عملکرد وی می باشد.

شاهسوندی در توضیح این نامه می گوید: «این توضیح را می دهم چون بدون این توضیح نامه معنا پیدا نمی کند. در ماجرای انقلاب ایدئولوژیک کسانی که متحول می شدند، با مکانیزم هایی که بعداً عرض خواهم کرد، اینها بعد از متحول شدنشان و بعد از وصل شدنشان به رهبری دیگر در اینجا و در سازمان مجاهدین چیزی به نام دبیر کل، مسئول اول و.... وجود ندارد، بلکه چیزی که وجود دارد فقط رهبر است...

مسعود کشمیری در این ایام نامه ای بعد از متحول شدنش می نویسد، این نامه بلند است و در این نامه اسم مسعود کشمیری ذکر نمی شود و با امضای محفوظ است و تحت عنوان "نامه یکی از قهرمانان عملیات ویژه" توضیحی می دهد که قهرمان عملیات ویژه به کسانی گفته می شود که در دوران حیاتشان یک کار بسیار ویژه انجام داده اند... این نامه بعد در نشریه مجاهد شماره 250 در همان سال 64 به چاپ رسید.

هدف از چاپ این نامه در آن سال در واقع تأییدیه گرفتن برای ماجرای انقلاب ایدئولوژیک بود. آن موقع آقای رجوی احتیاج داشت که هر کسی حتی به بهای لو دادن بخشی از کارهایی که در آن سال ها صورت گرفته تأییدیه لازم داشت چرا که شرایط بحرانی بود، خطیر بود و احتیاج داشت همه به تأیید کاری که او کرده در واقع بپردازند. در مقدمه اش می گوید که صفت قهرمان در حیات هر مجاهدی کمتر به او داده می شود مگر که عملیات بسیار خطیر و ویژه ای را انجام داده باشد مگر این که در دوران حیاتش امتحان های ویژه ای را از سر گذرانده باشد.

البته این نامه اسم نمی آورد که مسعود کشمیری عامل و نویسنده این نامه است، ولی با کمی اطلاعات جانبی که انسان ها می توانند داشته باشند یا من اکنون از طریق این صحبت در اختیار شنوندگان خواهم گذاشت یا بخشی از آن را قبلاً گفته ایم، مقایسه و کنار هم نهادن این اطلاعات برای شما شنوندگان به خوبی روشن می کند که این نویسنده جز مسعود کشمیری کسی نیست، البته آن سال ها در درون روابط بخشی از افراد و شماری از افراد می دانستند.»

اگرچه این نامه توسط فردی نوشته شده که ادبیات موهنش مورد آزار خوانندگان خواهد شد، اما ضمن پوزش، برای معرفی شخصیت وی بخش هایی از آن را در ادامه آورده ایم.

در ابتدای نامه متن مفصلی است که مسعود کشمیری با کپی برداشتن از زیارتنامه ها به عربی نوشته است و با این عبارت شروع می شود که "السلام علیک یا مسعود، السلام علیک یا مریم، السلام علیک یا وارث امیرالمؤمنین..." که به دلیل محتوای وهن آلود آن از آوردن ادامه آن پرهیز می کنیم.

در این نامه مسعود کشمیری می نویسد: «من بنا به مسئولیتم سال ها در درون ارتجاع، البته تحت رهبری و امر تو غوطه خوردم. بالا و پایین آن را از نزدیک تجربه کردم، در مقاطع مختلف در حساس ترین ارگان های اصلی اطلاعاتی رژیم بوده ام، یعنی در شکل گیری سپاه پاسداران و جریان تصمیم گیریهای مقطع سرنگونی رژیم گذشته در ساواما و ضد اطلاعات ارتش در زندان اوین و در جریان شکل گیری اطلاعات سپاه و آماده شدنش برای کشتار مجاهدین در دادستانی و نقاط حساس تر بعدی...» نقاط حساس بعدی که همان شورای عالی امنیت است را نام نمی برد تا هویتش افشا نگردد.

در بخش دیگری از نامه اش می نویسد: «می خواهم بدون آن که زیاد فکر کنم و مطالبم را مرتب کنم، برخی نمونه ها و خاطره هایی را که در دل ارتجاع دیده ام، برایت بگویم.» و بعد ادامه می دهد: «در فروردین ماه 60 بود که برادر قهرمانم... {به احتمال خیلی زیاد مهدی افتخاری} از من خواست تا تمامی فعل و انفعالات نهاد... {شورای عالی امنیت} را دقیقاً زیر نظر بگیریم، به همین منظور برای محکم کردن پایم شروع به کار کردم.

رهنمودها را برادر شهیدم... {احتمالا معدوم محمد بقایی} می داد. خطوط قسمتی که به آنجا نفوذ کرده بودم، برای همه ارگان های رژیم، اعم از دادستانی، کمیته ها، سپاه، آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی، وزارت ارشاد و رادیو و تلویزیون در آن مقطع لازم الاتباع و لازم الاجرا بود. یک بار خودم فضای به خصوصی را فراهم نمودم و متعاقباً تشکیل یک جلسه ویژه را دادم، بالاترین مهره های اجرایی رژیم به شورای عالی امنیت احضار شدند و از طریق چند تن از آنها که قبلاً با آنها صحبت کرده بودم، مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعداً خودم نیز وارد شده و نظراتی دادم.

یادم می آید در اوایل مرداد 60 که سازمان در آستانه اجرای یک طرح مشخص بود، ناگهان مسئول من تماس گرفت و به من گفت طرح اجرا نمی شود و آن را به تعویق انداخت. او در وقت خداحافظی ضمناً به من گفت مژده ای هم برایت دارم که اگر بدانی شور و عشق و ایمان بیشتری پیدا می کنی، هر قدر فکر کردم این مژده چه می تواند باشد، عقلم به جایی نرسید.

با خودم فکر کردم ممکن است ابلاغ عضویت باشد، یا مژده پیروزی عملیات دیگری در سازمان، یا نمی دانم چرا، چند روز بعد از این دستور {یعنی دستور لغو آن عملیات که کشمیری می توانست انجام دهد} صبح که به شورای عالی رفتم، دیدم همه ماتم زده اند، پرسیدم چه شده؟ گفتند: دیشب رجوی و بنی صدر با هواپیمایی به خلبانی معزی در فرودگاه پاریس به زمین نشسته اند {...} خارج بودن مسعود از دسترس رژیم یعنی بیمه شدن انقلاب، یعنی تداوم مبارزه و زنده ماندن اسلام انقلابی. خیلی خوشحال شدم و داخل اتاقم آمدم، در را از پشت اتاق قفل کردم و سجده شکر به جا آوردم، همه چیز برایم روشن شد، مژده ای که مسئولم به من گفته بود همین بود.»

شاهسوندی در تفسیر آن عملیات لغو شده، توضیح می دهد که آن طرح انفجار نخست وزیری بوده است که می بایست همان اوایل مرداد ماه انجام بگیرد، ولی به خاطر طرح خروج مسعود رجوی این طرح به 8 شهریور ماه منتقل می شود.

در ادامه نامه کشمیری آمده است: «در همان ایام که آغاز کار رادیو بود (مقصود رادیو مجاهد است) رژیم بیش از عملیات نظامی از صدای مجاهد وحشت داشت، در ابتدا، مسئله از طرف رفسنجانی و نخست وزیرشان پیگیری شد، وقتی پارازیت مسئله را حل نکرد، اقدامات جدی تری را می خواستند به مرحله اجرا بگذارند.

هیئت هایی از مخابرات، سپاه، رادیو و تلویزیون، ارتش و نیروی هوایی برای یافتن محل فرستنده تلاش می کردند، گزارشات ارسالی برای شورای عالی که به دست من می رسید حاکی از این بود که مسئله اصلی یافتن محل فرستنده رادیو است. شورای عالی دفاع در یکی از گزارشات خود نظر داده بود که در مقایسه با جبهه های جنگ اولویت را به شناسایی محل فرستنده رادیویی مجاهد بدهید.

در تاریخ... {طبیعتاً روزهای نزدیک به 8 شهریور} بعد از مدت ها برادر قهرمانم به خانه ما آمد {مقصود مهدی افتخاری است} همه از دیدنش به خصوص در جو خفقان و تنهایی خاصی که ما در آن بودیم، خوشحال شدیم. نمی دانستم که چه هدیه گرانبهایی را برایم آورده است، او گفت اگر سازمان تصمیم بگیرد که طرح ...{ طبیعتاً منظور انفجار نخست وزیری است} را به اجرا در آورد، تو چه طرحی داری؟ من هیچ طرحی را بهتر از انجام عمل فدایی ندیدم و بلافاصله طرح را گفتم، { مقصود عملیات انتحاری است}‌

مدت ها قبل روی این امر فکر کرده بودم و آن را اوج کار و ایفای مسئولیتم می دانستم، برادر مهدی {همان مهدی افتخاری} گفت این جواب تو بار مسئولیت ما را سنگین تر می کند و موقع خداحافظی گفت در مورد پاسخ نهایی ات فکر کن و بعداً به من بگو. او رفت و من با ابتلایی که دقایقی قبل آن را از سر گذرانده بودم به کلاسی بالاتر راه یافتم.{...}

از این پس دست هایم به اراده ات حرکت می کند و پاهایم به اراده ات قدم بر می دارد، و روحم و قلبم با شما یگانه است و ادامه می دهد، مرگ بر رژیم، درود بر رجوی، فدایی تو... {همانطور که اشاره شد نام وی درج نشده} تاریخ 27/2/1364"

اما شاهسوندی در حالی که به وضوح همچنان با جمهوری اسلامی موضع دارد،‌علت شکست پروژه کشمیری را اینگونه ترسیم می کند: «در واقع حکومت جمهوری اسلامی حکومتی از نوع حکومت های کلاسیک رایج دنیا نیست و یا حتی از نوع حکومت های استبدادی دنیا نیست که اگر سرانی از حکومت زده بشوند و یا از حکومت خارج بشوند، بقیه را رعب و وحشتی بگیرد و کلاً نظام فرو بپاشد.»

البته باید بدانید که مسعود کشمیری همچنان زنده است و تحت حمایت منافقین می باشد

قاتل شهیدان رجایی وباهنر کیست؟ بخش دوم

این مطلب به نقل از آینده وبلاگ آقای محمد سلیمانی می باشد

در ادامه مطلبی که در مورد انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر منتشر کرده بودم و به نقش کشمیری اشاره کرده بودم در این مطلب به نقش خسرو تهرانی اشاره می کنم. کسی که از همان ابتدا نسبت به همکاری با کشمیری متهم بوده و حتی مدتی را نیز در زندان سپری کرده ولی هیچگاه ابهامات موجود برطرف نشد...
خسرو تهرانی از یکسوی دیگر نیز برای ما امام صادقی ها مهم است، از آن سو که وی در این دانشگاه تحصیل کرده و فارغ التحصیل گردیده.
در زیر با او بیشتر آشنا می شوید...

*******

بخش ابتدایی این مطلب برگرفته از پژوهش های رضا گلپور در این ماجرا می باشد.

"خسرو قنبری تهرانی"... که بیشتر با نام "خسرو تهرانی" شناخته شده است، در سال 1333 در تهران متولد شد. از اوایل دهه 1350 به واسطه ارتباط درون مدرسه با برخی چهره‌های سازمان منافقین، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. او که از مرتبطین تشکیلاتی "محسن خاموشی" بوده است، پس از ترور تشکیلاتی "مجید شریف واقفی" توسط "محسن خاموش"ی و دستگیری و عدم مقاومت "خاموشی" لو رفته و به جرم ارتباط تشکیلاتی با سازمان از سال 1354 تا 1357 به زندان افتاد و موفق به ادامه تحصیل خود در رشته کشاورزی در کرج نمی شود. نقل است در زندان در ابتدا به طیف "میثمی" گرایش داشته و پس از آن با برخی مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب همچون "بهزاد نبوی" و "مصطفی قنادها" صمیمیت می‌یابد.

از دوستان نزدیک و همفکر وی در دوران حضور در سازمان مجاهدین خلق، "حسین ابریشمچی" بوده است. "خسرو تهرانی" یک بار با "حسین ابریشمچی" جهت تربیت و آموزش تشکیلاتی سوار بر یک موتوسیکلت به زاهدان رفته و بر می‌گردد.

او از همراهی "حسین ابریشمچی" در زندان با حلقه "میثمی" می‌گوید و از موفقیت "محمّدرضا سعادتی" در تلاش فشرده و سخت و کُشنده که او نیز از نزدیک شاهد آن بوده است، برای جذب برخی از اعضای حلقه آنها همچون "حسین" که منجر به حاکم شدن حلقه ی "مسعود رجوی" می‌گردد. ("حسین" برادر کوچکتر "مهدی ابریشمچی" است که بعدها دارای سمت‌های بالا در سازمان گشت و جنایت‌هایی همچون «عملیات مهندسی» را مرتکب شد. او هم اکنون ساکن پادگان اشرف است.)
{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 11/6/1389:}

با پیروزی انقلاب "خسرو تهرانی" به عنوان یکی از اعضای کمیته انقلاب مرکز شروع به فعالیت نمود، سپس بازپرس و پس از آن مسئول اطّلاعات آن کمیته گشت. سپس در دوره شهید "رجایی" و زمانی که "بهزاد نبوی" بسط ید کامل داشت،‌ به عنوان مسئول دفتر اطّلاعات و تحقیقات دفتر نخست وزیری منصوب شد و در نهایت دبیر شورای امنیّت گشت که "کشمیری" از سوی او دعوت کننده جلسات بود و شأن قائم مقامی وی را داشت. یکی از مسئولیت‌های اطّلاعات دفتر نخست وزیری مسئولیت سایت‌های شنود آمریکایی‌ها در بهشهر و کبکان بوده است.

پیش از انقلاب این پایگاه‌های پیشرفته وسرّی در اختیار مطلق آمریکایی‌ها بوده و از 119 نفر پرسنل ایرانی مشغول در آن فقط سپهبد "برنجیان"، رئیس سابق ضدّ اطّلاعات نیروی هوایی، اجازه ورود به آنها را داشته است.
در جلسه شورای امنیّت که به شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر منتهی شد، "خسرو تهرانی" یکی از کسانی بود که با مختصر جراحتی،‌ به هوش از صحنه خارج گردید. اتهاماتی که متوجه وی است شامل چگونگی نفوذ عوامل انفجار به داخل دفتر نخست وزیری و چگونگی فرصت دادن به آنها با عنوان نمودن "کشمیری" به عنوان شهید و صدور اطّلاعیه‌های بعدی است، در حالی که وی از زنده بودن "کشمیری" به دلیل مشاهده خروج وی از جلسه مطلع بوده است.

همچنین وی و همکارانش متهم به مکتوم نگه داشتن برخی اطّلاعات حیاتی در راستای دستگیری کشمیری تا لحظه خروج وی از کشور هستند. خسرو تهرانی در همین راستا دستگیر و به مدّت 3 ماه هم به زندان افتاد که با پیگیری شدید دوستانش در مجلس و دولت، با مسکوت ماندن پرونده آزاد گردید.

"خسرو تهرانی" که به واسطه فعالیت اوّلیّه‌اش در کمیته مرکز توانسته بود وجهه مثبتی از خویش در ذهن آیت‌الله "مهدوی کنی" و برادرش "باقری کنی" ایجاد نماید، در سال تحصیلی 64-63 پس از ادغام دفتر اطّلاعات نخست وزیری در وزارت اطّلاعات به دانشگاه "امام صادق" (ع) رفت و مشغول تحصیل شد و در سال72 توانست دوره کارشناسی ارشد پیوسته خود را از دانشگاه "امام صادق" در رشته علوم سیاسی و معارف اسلامی، با تز پایان نامه «ساخت روانی و جامعه شناسانه سازمان مجاهدین خلق ایران با نگاه به مباحث تکنیکی» به پایان برساند.

وی سابقه تدریس در دانشگاه تهران، دانشگاه علّامه "طباطبائی"، دانشکده فنون و علوم سیاسی و حضور به عنوان پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد و هم اینک معاون آموزشی و پژوهشی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ارشاد دماوند است.
تهرانی پیش از انقلاب از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود و یکی از مقاماتی بود که پس از انفجار دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به دست داشتن در این حادثه متهم گردیدند و حتی مدتی نیز زندانی شد.

هفته نامه شهروند امروز در سال ۱۳۸۷ به دلیل انتشار مقاله‌ای از خسرو تهرانی در مورد مجاهدین خلق در آستانه توقیف قرار گرفت. تهرانی در بخشی از مقاله مسعود رجوی را فردی هشیار و زیرک و دارای قدرت تئوریزه کردن بحران‌ها نامیده بود.

نقش خسرو تهرانی در انفجار دفتر نخست وزیری
رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است.

همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!

انتحار سیاسی منافقان در بهار 1360 روند سیاسی را به سمت حذف این گروه و دیگر گروه های محارب و نیز انزوای جریان های مخالف خط امام در حکومت هدایت کرد و در دوره دو ساله بین 1360 تا 1362 شخصیت های ارزشمندی را از نظام جمهوری اسلامی گرفت. اما این دوران به واقع، زمانه تثبیت مدیریت خط امام(ره) بر کشور بود. با این حال رازآلودگی برخی از حوادث، آغازی بر پیدایش نگرانی هایی در دل حامیان امام نسبت به ماهیت برخی از همراهان قبلی شد.

فاجعه هشتم شهریور و مسائل اولین روزهای پس از آن بیش از هر چیز به این فضا دامن می زد. در روز تشییع شهدای هشتم شهریور در کنار اجساد مطهر شهیدان رجایی و باهنر و نیز شهید «دفتریان» یک کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری بر فراز دستان مردم عزادار نهاده شد.

در روزهای بعد و با از پرده برون افتادن واقعیت، این سوال پیش آمد: به فرض آن که بنابر استدلال افرادی مثل بهزاد نبوی، کشمیری تنها با استفاده از فقدان دستگاه اطلاعاتی قوی توانسته بود به مسئولیت دبیری جلسات شورای امنیت کشور راه یابد، چه کسانی در نخست وزیری با معرفی این کیسه خاکستر به عنوان جنازه کشمیری باعث استمرار غفلت نسبت به نقش وی در این جنایت شدند؟

دکتر زرگر نماینده وقت مجلس با تکیه بر دانش پزشکی خود پودر شدن تمام اجزای بدن و خصوصا اجزایی مثل جمجمه در چنین انفجاری را محال دانسته بود. همه قرائن از وجود همدستانی برای کشمیری در نخست وزیری حکایت داشت که حتی پس از انفجار می توانند جنازه سازی کنند.

آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان کسی که سعی در رفع التهاب در جبهه خط امام را داشت در خاطرات خود از روزهای اول پس از فاجعه هشتم شهریور تأمل کنندگان در این ماجرا را «شایعه پردازان و تفرقه اندازها» و ضد انقلاب «که برای ایجاد تفرقه بین حزب جمهوری اسلامی و مجاهدان انقلاب اسلامی و ایجاد جو سوءتفاهم دست به این شیطنت ها می زنند» توصیف کرده است.

اما این واقعیت قابل انکار نبود که به رغم شهادت بسیاری از شاهدان بر خروج کشمیری از نخست وزیری قبل از وقوع انفجار، برخی از دست اندرکاران این نهاد مثل محمدمحسن سازگارا و تعداد دیگری از نزدیکان بهزاد نبوی خبر دروغ شهیدشدن کشمیری را به مجلس و رادیو منتقل کردند.

این افراد مثل خسرو قنبری تهرانی حتی مدتی را در بازداشت به سر می بردند اما فقدان دلیل کافی برای احراز اتهامات آنها باعث آزادی شان شد. شهید لاجوردی جدیت خاصی در پیگیری این پرونده داشت اما مرحوم زواره ای از تلاش عده ای برای نیفتادن پرونده به دست لاجوردی یاد می کند. ورود شهید لاجوردی به پیگیری پرونده نیز با خودکشی تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان که در ارتباط با این پرونده به تهران فراخوانده و بازداشت شده بود، استمرار نیافت.

به گفته مرحوم سیدرضا زواره ای، تقی محمدی با پیگیری شهید لاجوردی مطالبی را عنوان کرده بود که توجهی به آن نشده بود. مرحوم زواره ای همچنین با یادآوری بازجویی های حضار جلسه 8 شهریور نخست وزیری، از قرارگرفتن غیرمعمول کشمیری در کنار صندلی رئیس جمهور (مکان همیشگی استقرار خسرو تهرانی مسئول اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری) و سپس خروج او از جلسه پس از یک گفت وگوی کوتاه با خسرو تهرانی در انتهای میز جلسه به عنوان قرائن مربوط به ردیابی عوامل دیگر این حادثه یاد می کند.

به طور کلی مرحوم زواره ای و شهید لاجوردی پیگیرترین مسئولان در قبال این ماجرا در آن مقطع بودند. شهید لاجوردی حتی در وصیت نامه خود به کسانی که از آنها به عنوان منافقان جدید یاد می کند، اشاره دارد. در خلال تحقیقات همچنین برخی از عناصر امنیتی نسبت به ترتیب اثرندادن افرادی مثل رضوی (عضو سازمان مجاهدین انقلاب و اطلاعات نخست وزیری) به گزارش هایی درباره سوابق هواداری کشمیری از منافقان در ماه های پیروزی انقلاب و نیز سرقت اسناد سری نیروی هوایی ارتش شکایت داشتند.

توضیحات رضوی و دیگر مسئولان اطلاعات نخست وزیری با توجه به مشارکت پیگیر آنان در مبارزه با جریان های انحرافی، حتی افرادی مثل آیت ا... مهدوی کنی را به نقش نداشتن آنها در این ماجرا متقاعد می ساخت. آیت ا... مهدوی کنی درباره به کارگیری کشمیری در نخست وزیری یادآور می شود: «از این اشتباهات در گزینش افراد در اوایل انقلاب زیاد رخ داده و لذا بنده همیشه از اینها دفاع می کردم به خصوص از خسرو تهرانی که اتهام بیشتری داشت.

من می گفتم من اینها را می شناسم. زیرا در کمیته به خصوص خسرو با ما همکاری داشتند. بعد هم در نخست وزیری ایشان در قسمت امور محرمانه اطلاعات بود. لذا هر وقت از من در مورد این آقایان سوال می کردند من آنها را تبرئه می کردم و می گفتم من نمی توانم به این اتهام بزنم. البته خانواده شهید باهنر از من گله داشتند که تأیید و تبرئه مهدوی سبب شد که متهمین واقعی از مجازات نجات پیداکنند.»
واقعیت این است که برای تبرئه بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و دوستانش از اتهام همراهی با کشمیری دلایل زیادی وجود داشت. کشمیری از زمان کشف کودتای نوژه توانسته بود در چهره یک فرد متدین حزب اللهی فعال و جدی ظاهر شود و همکاران او در ارتش نیز دچار خوش بینی نسبت به وی بودند.

رفتار کشمیری از پیچیدگی خاصی برخوردار بود. خود او در خاطراتش که نشریه منافقین با امضای محفوظ به چاپ رسانده یادآور شده است: «بالاترین مهره های رژیم به ....نخست وزی احضار شدند. از طریق چند تن از آنها که قبلا با آنها صحبت کرده بودم مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعدا خودم نیز وارد شدم و نظراتی دادم این نفوذی جریان نفاق چنان جلب اعتماد کرده بود که پیگیری مقدمات یک حمله هوایی برای انهدام مرکز فرستنده رادیویی منافقان در خاک عراق به او سپرده شده بود.

حتی اگر کسی می دانست که کشمیری در ابتدای انقلاب از مجاهدین خلق هواداری می کرده و عباس دلنواز نامزد منافقان برای نمایندگی مردم اسلام آباد غرب در انتخابات مجلس اول پسردایی و برادر همسرش بوده است با توجه به وجهه بعدی کشمیری که همکاری در جهت مبارزه نیروهای خط امامی با ضد انقلاب بود شاید در آن شرایط حساسیت چندانی نشان نمی داد چنان که ماهیت «کلاهی» عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی نیز پس از رایزنی مأموران اطلاعاتی سپاه با انجمن اسلامی دانشگاه محل تحصیل او روشن شد و قاتل شهید قدوسی نیز توانسته بود در دادستانی انقلاب جا خوش کند.

دستگاه اطلاعاتی دقت چندانی در این امر نداشت که معرفی کشمیری توسط رئیس دفتر مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت (حلیمی) به ارتش برای حفاظت از اسناد نیروی هوایی دلیل کافی برای صلاحیت او نبوده است. بر این اساس آقای ری شهری معرفی کشمیری به نخست وزیری را قصور و نه تقصیر «محمدکاظم رضوی» می داند.

به هر حال پیگیری پرونده 8 شهریور با تمام ادله حاکی از قصور یا تقصیر دست اندرکاران اطلاعاتی قبل از آن که به نتیجه محکمه پسندی برسد با اصرار افرادی مثل آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها و در شرایطی که کشور در مرحله حساسی از دفاع مقدس قرار گرفته بود به دستور حضرت امام متوقف شد و رازهای آن فاجعه بزرگ سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یک قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است.

همواره این سوال وجود داشته است که مثلا محسن سازگارا که ابتدا به عنوان یار نزدیک ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار کشمیری برای او جنازه سازی کند و در عین حال سال ها در سلک مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی کند و سرانجام در سیمای یک عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه کاران آمریکایی در موسسه آمریکن اینترپرایز درآید؟!

 

قاتل شهیدان رجایی وباهنر کیست؟ بخش اول

این مطلب به نقل از آینده وبلاگ آقای محمد سلیمانی می باشد

بواسطه دعوت رضا گلپور به دانشگاه برای مراسم رونمایی از کتابش مجبور شدم در مورد ماجرای انفجار دفتر نخست وزیری که رجایی و باهنر در آن به شهادت رسیدند کمی تحقیق و مطالعه کنم. ماجرا البته از آنجا آغاز شد که یکی از دلایل ممانعت از ورود گلپور به دانشگاه بحث خسرو تهرانی مطرح شده بود و البته نقشی که وی در این ماجرا داشته. در این نوشتار به بازخوانی نقش مسعود كشمیری و خسرو تهرانی در شهادت شهیدان رجایی و باهنر می پردازیم. این مطلب را البته از لا به لای مطالبی که در این باره قبلا منتشر شده بوده جمع آوری کرده ام ولی بعید می دانم تا کنون کسی اینگونه نوشته باشد.
در پست های بعدی نیز مطلبی در مورد خسرو تهرانی خواهم نگاشت...

*******

" ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شورای امنیت ملی؛ حاضران: محمدعلی رجایی رئیس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزیر، مسعود كشمیری دبیر شورای امنیت بالای میز جلسه نشسته اند. تیمسار وحید دستجردی كنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری كل نشسته، در كنار وی به ترتیب تیمسار كتیبه، سرورالدینی معاون وزیر كشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، كلاهدوز قائم مقام سپاه یك طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترك، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشمیری كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزدیك رجایی و باهنر قرار می گیرد و در اثنای جلسه...
كشمیری از ساختمان نخست وزیری و به تبع آن از كشور خارج می شود اما یك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزیری، اصرار دارند كه كشمیری در جریان انفجار شهید شده و از او فقط خاكستری مانده است!

سرهنگ كتیبه درباره واقعه روی داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 می گوید: «جناب سرهنگ «كتیبه» شما كه خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید كه موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بی‌خبر («كشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان كرد... مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ...

در همین لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همین‌طور كه روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...مسئله‌ای كه برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود كه ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیكن پرده‌های گوش افرادی كه آنجا بودند تمام پاره شده بود...»

خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری پارس (كه بعدها به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا تغییر نام یافت) اعلام كرد، گروه مجاهدین خلق در انگلستان طی اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار را پذیرفته اند. با این حال بهزاد نبوی، در مصاحبه مندرج در كتاب "بیم ها و امیدها" تأكید می كند توجه كنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را كه طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند!

اصرار برخی اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزیری بر شهادت كشمیری از دیگر نقاط مبهم در این پرونده است به طوریكه با گذشت چند روز پس از انفجار، روابط عمومی نخست وزیری در اطلاعیه ای با تأكید بر اینكه پیكر سومی كه توسط مردم تشییع شده متعلق به كشمیری نبوده بلكه جسد سید عبدالحسین دفتریان مدیركل مالی اداری نخست وزیری بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیكر «شهید مسعود كشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، كه قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاك سپرده شده است!

سید رضا زواره ای نماینده وقت مجلس شورای اسلامی در سؤالی از وزیر دادگستری وقت، می پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به كجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به كجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌كند، این است كه این عوامل نفوذی یك شبكه بهم پیوسته‌ای هستند كه عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.»

 

18 تير 78 لکه ننگی بر پیشانی جنبش دانشجویی بود

حادثه کوی دانشگاه ، حادثه تلخی است

که با همکاری جمعى از وطن فروشان و جاسوسان داخلی و برخى از گروهكهاى سياسىِ ورشكسته که در آن دیده می شود و تشويق ها و پشتيبانى های پر رنگ برنامه ریزان و سیاستمدارن آمریکایی به وجود آمد.

برنامه ای از پیش تعیین شده که پیاده نظام آن باطبی ها و فخر آورهایی بودند که امروزه در آغوش سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفته اند ، دانشجونمایانی که با فضا سازی جنجالی آن ماه ها باعث ایجاد فضایی سنگین در جنبش دانشجویی و فضای دانشگاه ها شدند که نیتهای آنان برای هتک حرمت به ساحت دانشگاه و دانشجو و پروژه تخریب وجهه نیرو انتظامی بوده است  .

این فرومایگان هرگونه توهینی را به ساحت نهادها و افراد انقلابی این مرز و بوم روا داشتند و بعد از مدتی توهین های خود را مورد توجه رهبر کبیر انقلاب قرار دادند .

این خائنین به جنبش دانشجویی باعث شدند که دیگر فضای آزاد و منطقی سیاسی دانشجویی به فضای توهین و تهمت و وحشت تبدیل گردد و در دید عموم مردم ایران لکه ی ننگی بر پیشانی جنبش دانشجویی قرار گیرد.

این حادثه که ابعاد تازه آن امروز بعد از 12 سال هنوز دارد روشن می شود برهان دیگری است که دست عمال داخلی و بازیگردانان غربی این ماجرا را معرفی می نماید .

اما در آخر آن فتنه آمریکایی تب این حادثه تلخ با حضور پر شور امت حزب الله و ولایتمدار بسیجی ایران اسلامی و رهبری مدبرانه مقام معظم رهبری در روز 23 تیر 1378 فروکش کرد.

این واقعه شامل نتایج گرانبهایی است که به تعدادی از آن ها اشاره می نمایم

اولین نتیجه این اتفاق این بود که جنبش دانشجویی از خواب غفلت بیرون بیاید و هرکسی را خودی و امین جنبش نپندارد و هرکس را که حرف از دانشجو و ایران و اسلام می زند را خودی نداند که آن کسانی را که روزی خودی پنداشتند گرگ بچه هایی بودند در لبای میش.

دوم این که نشان داد ملت شهید پرور ایران در پیمان با رهبری خویش و آرمان های انقلاب همیشه در صحنه حضور دارند و مشت کوبنده ی حضور و شعور و شعار های این ملت است که باز توطئه بیگانگان را خنثی میکند.

سوم به گروهی از جوانان این مملکت یاد آور شد که رفتار های سرخود و خشونت بار هرچند هم که برای حفظ نظام باشد باید با در نظر داشتن حفظ امنیت ملی و یاد آوری این نکته که نکند رفتار ما بازی در زمین دشمن باشد که آنگاه فرق ما با بازیگران وطن فروش غربی هیچ فرقی نخواهد داشت مورد توجه قرار گرفت که بار ها مقام معظم رهبری هم به این نکته در بیاناتشان اشاره نمودند .

چهارم ایالات متحده آمریکا دریافت که با توجه به اینکه نقشه پیچیده ای برای برانداری این نظام کشیده بود ولی تا زمانی که امت از رهبر خویش تبعیت میکند و پشت سر رهبرش برای دفاع از آرمانها و ارزش ها ایستاده است نقشه ای مخملین آنان بر پیکر پاک این میهن کارساز نخواهد شد.


منتشر شده در خبر دانشجو

جنبش دانشجویی چیست؟

بدون شك حركت يك ملت و جامعه بدون حضور جوانان خصوصا دانشجويان حركتي بدون شور، آرام و يك نواخت است و اين دانشجويان انقلابي اند كه با توجه به هدفي چون بيرق، زير آن جمع شده و براي رسيدن به آرمان هاي اين هدف والا با توجه به رعايت ارزش ها در اين مسير قدم بر مي دارند.
اگر اين حركت در مسير آرمانخواهي، مطالبه گري، متوقف نشدن در مصلحت انديشي ها و قانع شدن ها ادامه داشته باشد، مي توان گفت اين جنبش پويا وظيفه خويش را به درستي انجام داده است.
نمونه بارز اين نوع حركت ها، ايستادن ها و جان فشاني ها حضور جنبش دانشجويي در مبارزات علني با رژيم منحوس پهلوي در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، پس از انقلاب با تسحير لانه جاسوسي (انقلاب دوم)، 8 سال جنگ تحميلي و همراهي امام خميني (ره) در تمامي لحظات و پشتيباني از مقام معظم رهبري در تمامي برهه هاي حساس اين انقلاب و حضور در جنگ هاي نامتقارن نرم و حضور متاثر و روشن گرايانه در فضاي فتنه گون سال 88 است.
اين جنبش يك حركت مستقل از مباني شرقي و غربي است كه با تاكيد بر اسلام ناب محمدي ايجاد و درمقابل تمام گرايش ها و تفكرات غربي و شرقي ايستاده و از آن مهم تر در جبهه مقابله با اسلام آمريكايي قدم بر داشته است.
جنبش دانشجويي با نگاه ريز بينانه به سخنان امام خميني(ره) و امام خامنه اي اين جملات گهربار را شنيده و با تبيين سخنان عمارهايي چون مطهري ها و بهشتي ها مواظب است از مسير صحيح خود خارج نشود.
 
رويكرد جنبش دانشجويي در اين سال ها ايجاد فضايي مناسب براي آزاد انديشي و نظريه پردازي در دانشگاه ها، با توجه به سخنان رهبر انقلاب در لزوم اين مقوله علمي، اجتماعي و آماده سازي محيطي است كه در آن دانشجويان با بصيرت تر، آگاه تر و انقلابي تر در جهت نيل به آرمان ها قدم بردارند.
 
به طور مشخص تر رويكرد اين جنبش در دو سال اخير انجام وظيفه عاشقانه براي اسلام، انقلاب و رهبر خويش است كه تربيت افسراني جوان از دل جنبش و آماده كردن اين افسران براي حضور در زمينه هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي است.
 
رويكرد ديگر اين جنبش در سال هاي اخير را حفظ هوشياري، بصيرت و وحدت براي برداشتن گام هاي استوار با توجه به روحيه ديني در جهت پيشرفت نظام اسلامي نام برد و تصريح كرد: نمود بارز اين رويكرد، همدل كردن مردم براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دهم و ايستادگي ملت در روزهاي بعد از انتخابات در مقابل توطئه ها و فتنه ها بود كه اوج آن را مي توان در حضور حماسي مردم در روز 9 دي 1388 ديد.