خداوندا تنها به تو پناه می برم

خداوندا عزت و ذلت را تو می دهی پس کمکم کن تا عزت را از دیگری طلب نکنم

خداوندا سربلندی و سر افکندگی را تو می دهی پس کمکم کن تا سربلندی را از دیگری طلب نکنم

خداوندا خوشحالی و ناراحتی را تو می دهی پس کمکم کن تا خوشحالی را از دیگری طلب نکنم

خداوندا آبرو و بی آبرویی را تو می دهی پس کمکم کن تا آبرو را از دیگری طلب نکنم

خداوندا توان و ناتوانی را تو می دهی پس کمکم کن تا توان را از دیگری طلب نکنم

خداوندا پناه و بی پناهی را تو می دهی پس کمکم کن تنها به تو پناه ببرم و تنها تو را طلب نمایم

که شاید عاقبت بخیری و ...... نصیبم گردد

 

سالروز نهم دی ماه 88 بر ملت ایران مبارک باد

 

9day

ما سینه پای بیرق دیگر نمی زنیم

ما را فقط به پای ولایت نوشته اند

ویژه نامه بیعت حداقل کاری بود که جهت یاد آوری ۹ دی به خودمان سال گذشته همراه با میرمحمد مطهری موید به چاپ رساندیم

لینک دانلود ویژه نامه بیعت

شاخص های نماینده اصلح

۱- ارزش‌های اسلامی را بر همه روابط اجتماعی و سیاسی اولا بداند

۲- با تمام نمایندگان در جهت حفظ و بسط آرمان‌ها و ارزش‌های اسلام و انقلاب کوشا باشد

۳- در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) پیرو ولایت مطلقه فقیه باشد و سخنان ایشان را در کلیه امور فصل الخطاب بداند

۴- به مردم به عنوان ولی نعمت و به خود به عنوان خدمت گذار مردم بیاندیشد و زندگی‌اش را پر پایه رفع مشکلات مردم سازماندهی نماید و در مقابل قانون شکنی قاطعانه عمل نماید و از حق مردم در اجرای قانون اساسی کوتاه نیاید

۵- روحیه استکبار ستیزی را در خود تقویت نماید و بدون هیچ ترسی از آفریدگان خدا فقط از خداوند متعال مرعوب باشد و در مقابل تهدیدها ترسی به دل راه ندهد

۶- تعصبات قومی نژادی فرقه ای را کنار گذاشته و با دید کلان‌تری به مصالح ملی بیندیشد

۷- نسبت به مسائلی که نیاز به روشنگری برای ملت ایران دارد به عنوان یک عمار با بصیرت به خوبی عمل نماید و در مواقع حساس با آگاهی بخشی از هر طریقی به وظیفه خود عمل نماید

۸- منافع مردم زحمت کش را و برطرف نمودن مشکلات معیشتی‌شان را که از وظایف حکومت اسلامی است با در نظر گرفت بارقه‌ی امید مردم به مجلس در اولویت خود قرار دهد و بین مرکز نشین ها و حاشیه‌نشینان فرقی قائل نباشد

۹- نسبت به اخبار داخلی نظام محرم بوده و از جنجال سازی نسبت به مشکلات دوری جوید و در جهت رفع حداکثری نقاط ضعف و مشکلات قدم بر دارد و مجلس را به جاسوس خانه دشمنان تبدیل ننماید

۱۰- از قضایای وقف دانشگاه آزاد درس گرفته و با بصیرت تر و آگاه تر نسبت به تصویب یا عدم تصویب لوایح و قوانین کوشا باشد

۱۱- در همه موارد انتخاباتی از تبلیغات رایج در دنیا غرب که بر مبنا نیرنگ ، فریب،جوسازی و شایعه پراکنی مصنوع است خودداری نماید

۱۲- از دریافت هدیه‌ها و کمک‌های مالی و پول‌های باد آورده‌ی صاحبان زر دوری جسته که روزی باید صدها برابر این پول را به خاطر جبران کمک‌هایشان چه به صورت مستقیم چه به صورت غیر مستقیم برگرداند

۱۳- طرح نظارت بر نمایندگان مجلس را با تعصب و شدت بیشتری دنبال نماید که هر جا نظارت باشد رشد فردی و اجتماعی حاصل می‌گردد

۱۴- همکاری دولت و مجلس را برای خود در جهت تحقق چشم انداز توسعه بیست ساله و برنامه پنجم توسعه و طرح تحول اقتصادی در اولویت بداند

۱۵- ارتباط بسیطی با کارگزاران قوای مجریه و قضاییه در جهت تعامل بین قوا و نظارت بر عملکردشان در انجام قوانین داشته باشد

۱۶- با توجه به تحریم‌های روز افزون و نیاز به اقتصاد مقاومتی با تصویب قوانین لازم جهت حمایت از تولید کنندگان در زمینه های تولید صنعت دام‌پروری و کشاورزی قدم بردارد

چرا کسی به فکر نیست؟!

پس از گذشت بیش از دو دهه از زمامداری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران ، حضرت آیت الله خامنه ای (مد ضله العالی) در کشورمان به این باور رسیده ایم که ایشان نه فقط یک رهبر سیاسی و مذهبی جامع الشرایط و یا یک فقیه با تقوا و عادل ، بلکه از نوابغ در بسیاری از حوزه ها محسوب می گردند. این موضوع را بیش از همه در کلام و رفتار ایشان و نیز نوع مدیریت و خط دهی شان به سیاستهای کلان نظام شاهد هستیم. یکی از نکاتی که در مورد مقام معظم رهبری شایسته است به مراتب بهتر از آنچه امروز هست بیان شود همین دوراندیشی و تیزبینی ایشان در بیشتر حوزه ها و مسائل مربوط به کشور است. کافی است اندکی به تاریخ برگردیم و فرمایشات ایشان را در بسیاری از مسائل مرور کنیم و البته به اتفاقات سالهای بعد آن حتی گاهی اوقات تا 10 سال بعد را هم مرور کنیم تا متوجه عمق درایت و تیزبینی ایشان شویم. نکته ای که شاید به عنوان یکی از مشکلات اساسی جهان اسلام در عصر امروز هم همین باشد، یعنی خلا رهبران دینی شجاع، بصیر و حکیم. البته در لبنان شاگرد مکتب سید علی، یعنی سید حسن نصرالله به عنوان موهبتی الهی به مسلمانان و شیعیان جهان از استثنائات جهان عرب محسوب می گردند.

در باب بررسی و کالبدشکافی فرمایشات حضرت آقا برای اینکه درک بهتری از عمق اهمیت و لزوم اهمیت و اجرای کامل فرمایشات ایشان برایمان بیشتر لمس شود لازم است به چندنکته اشاره کنیم. حدود 10 سال قبل مقام معظم رهبری نسبت به کانونهای ثروت و فساد هشدارهای جدی دادند و در فرمانی 8 ماده ای نکاتی را اشاره کردند که شاید اگر مسئولین محترم قوای سه گانه به این فرمان دقت بیشتری داشتند و عمق پیام و هشدار این فرمان را درک نموده بودند امروز شاهد اختلاس 3000000000000 نبودیم! و البته شاهد تبعات آن که همان سوء استفاده حداکثری دشمنان و ضدانقلاب برای سلب اعتماد مردم از نظام اسلامی هم نبودیم. یا در مورد کرسی های آزاد اندیشی اگر این همه سهل انگار یا پشت گوش انداختن یا غفلت نمی شد شاید بخش عظیمی از بدنه اجتماعی فتنه 88 با آنها همراهی نمی نمود. به ویژه نسل جوانی که تشنه حقیقت است و البته زمانی که ماهیت فتنه در روز عاشورا مشخص شد این ریزش هم رخ داد یعنی بسیاری از کسانی که هنوز از محتوای اصلی اعتراضات خبر نداشتند به محض روشن شدن حقیقت عقب نشستند و جدا شدند. حال اگر در بسترهای مناسبی همچون کرسی های آزاد اندیشی طی سالها و ماههای قبل بسیاری از انتقادات همین قشر جوان بحث و گفتگوی آزادانه می شد قطعا به نتیجه ای روشن می رسید و چیزی روی دل این ها باقی نمی ماند که روزی همه این انتقادات کاذب و ساختگی از سوی دشمن جمع شود و نهایتا خود را با یک جرقه و یک فراخوان و تحریک نشان دهد. یکی از فلسفه های کرسی های آزاد اندیشی همین بود که مسائل و شبهات مختلف بیان شود و جوان احسا نکند که بخاطر احساس ضعف نظام اجازه بحث های آزاد را نمی دهد. امروز هم که با تلاشهای گسترده جوانان و تشکلهای اسلامی این کرسی های آزاداندیشی در حال راه اندازی است بازهم به نظر می رسد نگاه مسئولین امر به این موضوع نگاه کاری و یا بیلان و آمار دادن است و نه یک نگاه اعتقادی و دلسوزانه برای آینده نظام.

به هر حال آنچه گفته شد در کنار بسیاری از توصیه های دیگر حضرت آقا مانند جهاد اقتصادی که امروز با آغاز تحریم ها بیشتر متوجه اهمیت وافر آن شدیم از نکات بسیار مهمی هستند که باید به طور جدی از مسئولین سوال شود که چرا کسی به فکر نیست؟

و چرا کسی در عمل ولایتمدار نیست و همه در زبان و گفتار فقط ولایتمدار هستند؟


منتشر شده در جاد نیوز

اخلاق اسلامی لازمه فعالیت تشکیلاتی

یکی از تفاوتهای اصلی مدل تشکیلات ما به عنوان یک کشور اسلامی سوای ماهیت کلی دیدگاهها و جهان بینی های متفاوت، همین رعایت اخلاق اسلامی است. شاید بسیاری از مشکلات سیاسی کشور ما هم در حال حاضر ناشی از افراد است و نه ساختارها. چرا که اگر افرادی که مسئولیت های مختلف را بر عهده می گیرند حتی اگر قوانین ماهم خلا هایی داشته باشند باز هم به سبب اتکاء به همان اخلاق اسلامی که در ادامه به برخی از مولفه های آن اشاره خواهد شد به خوبی از بسیاری از مشکلات جلوگیری میشود.

حتی به نظر من بسیاری از مشکلات فعلی که گریبانگیر اردوگاه اصولگرایان است ناشی از همین ریشه بی اخلاقی های سیاسی است که ازدوران های گذشته و بویژه در دوران های پرورش این نیروها در تشکیلات های مختلف این گونه رشد نموده اند و به سبب عدم توجه به مقوله مهم اخلاق اسلامی مانند نهال کجی رشد کرده اند که امروز اصلاح آنها سخت شده است.

لذا پرداختن به مقوله اخلاق در تربیت نیروهای تشکیلاتی با این نگاه بلند و آینده گرا که بالاخره روزی خواهد رسید که نسل نیروهای تشکیلاتی امروز ما وارد میدان خواهند شد و جای نسل فعلی را خواهند گرفت و آنوقت است که خوب یا بد ساخته شدن این نیروها مسئولیتش متوجه ماست و هر اتفاق نامیمونی بیفتد ما هم در جرمش شریک هستیم.

البته اصلا انتظاری از تشکیلات کارگزاران یا مشارکت و ... ندارم که اخلاق اسلامی کار کند ! حتی از بسیاری از احزاب به اصطلاح اصولگرا یا بهتر بگوییم اصولگرا نما... ولیکن از تشکلهای دانشجویی بویژه تشکلهای ولایی و معتقد به نظام و انقلاب انتظار می رود با توجه به نیاز حساس کشور به نیروهای تربیت شده مومن و متعهد و با اخلاق که البته متخصص های زبده ای هم باید باشند به این مقوله اهتمام جدی بورزد.

حال به برخی از این آفت های اخلاقی که در تشکیلات باید اصلاح شود تا افراد "بد تربیت شده" محصول تشکل نباشند و البته به خود تشکیلات هم آسیب وارد نشود را ذکر خواهم کرد.

اولین آفت اخلاقی که در تشکل باید رعایت شود فراموشی معنویت است.

این جمله شهید بهشتی که "کار در تشکیلات بایستی آهنگ عبادت داشته باشد" را هیچ وقت فراموش نکنیم و آن را سرلوحه خود قرار دهیم . یکی از تعابیر عبادت علاوه بر خودسازی و دفاع از اسلام و گفتمان حق و... همین معنویت در تشکیلات است. خودسازی معنوی را فراموش نکنیم و اجازه ندهیم فضای تشکیلات هم مانند سایر فضاهای دانشجویی مانند کلاس درس و خوابگاه و ... باشد و دانشجو با ورود به دفتر تشکل ما احساس معنویت و دینداری کند. این یک آرمان بزرگ است و زیر بتای بسیاری از برکات و موفقیت های بعدی ماست.توجه به شعائر دینی مانند نماز اول وقت و نماز با توجه. در احادیث داریم که اولین چیزی که از انسان سوال می شود همین نماز است و اگر نماز مقبول بوده باشد سایر عبادات هم مقبول خواهد شد و در غیر این صورت همه اعمال انسان تباه خواهد بود.

گاهی اوقات مشاهده می شود که به بهانه کارهای تشکیلاتی نماز مان با عجله خوانده می شود و یا نماز اول وقت از دست می رود.درحالیکه فقط در موارد ضروری آن هم نماز اول وقت از دست برود انشاالله با عنایت خداوند فیوضات از دست نرفته است. ولی نماز با عجله و یا بذون تمرکز به هیچ وجه با آرمان کارهای دانشجویی اسلامی سازگاری ندارد. چرا که یکی از اهداف ما اصلاح جامعه است. حال اگر از خودمان اصلاح را شروع نکنیم که هرگز نمی توان دست به اصلاح جامعه زد.

آفت دیگری که هست قدرت طلبی در فضاهای کاری دانشجویی است.

یکی از بدترین رذایل اخلاقی قدرت طلبی است و این صفت زشت نابود کننده کلیت جنبش دانشجویی و تشکیلات است. همچنین یکی دیگر از آفت های اخلاقی در حوزه فعالیت تشکلهای دانشجویی عدم صداقت یا عدم پرهیز از غیبت به بهانه نقد است. این ها را بایستی از هم تفکیک کرد و به بهانه نقد آبروی افراد را نباید برد.

در باب مسائل اخلاقی نکات بسیار فراوانی هست که از جمله می توان به عدم عمل به تعهدات خود در قبال تشکیلات، آسیب زدن به کلیت یک مجموعه به خاطر اختلاف نظرهای شخصی با افراد، عدم رعایت عفت کلام و ادب در صحبت کردن افراد، از بین رفتن حدود و خطوط قرمز بین نامحرم و ....

از خداوند متعال تقاضای مدد و یاری برای رعایت اصول اخلاقی اسلامی را دارم.


منتشر شده در جاد نیوز

علوم انسانی دانشگاه های ایران در شوره زار تفکر غربی

بدون شك حركت يك ملت و جامعه بدون حضور جوانان خصوصا دانشجويان حركتي بدون شور، آرام و يك نواخت است و اين دانشجويان انقلابي اند كه با توجه به هدفي چون بيرق، زير آن جمع شده و براي رسيدن به آرمان هاي اين هدف والا با توجه به رعايت ارزش ها در اين مسير قدم بر مي دارند.حال اگر این علم در محیطی نامناسب و مسموم بلند شده باشد از پتانسیل علمی ، فرهنگی ، سیاسی و مذهبی این جوانان در بالفعل کردن استعدادهایشان می کاهد و توانی که دانشجو باید در پرورش و بروز استعداد های خود خرج کند در مراقبتی خرج می کند که ناشی از نامساعد بودن محیط است مثل گیاهی که باید در خاک مناسب رشد کند و میوه دهد ولی به جای آن در شوره زاری کاشته شود که برای آنجا آفریده نشده است.

قبل از پیروزی انقلاب دردی که دانشجویان انقلابی آن زمان داشتند تغییر بنیادی محیطی بود که در آن حضور داشتند زیرا در شرف انقلابی بودند که آنچه می خواندند با شعار هایشان زیاد تطابق نداشت و به تناسب آن بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران با انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها برآن شدند تا این تحول بنیادین را رقم زنند ولی حیف که آن زمان فقط به پوسته تحول خواهی آن دانشجویان توجه شد و در مدت تغییر، مقداری از کتب عقیدتی و سیاسی تغییر نمود اما این پاسخگو این انقلاب و شعارهایش نبود.

انقلاب اسلامی ایران که در آن زمان صورت گرفت يك حركت مستقل از مباني شرقي و غربي بود كه با تاكيد بر اسلام ناب محمدي ايجاد شده بود و درمقابل تمام گرايش ها و تفكرات غربي و شرقي و از آن مهم تر در جبهه مقابله با اسلام آمريكايي قدم بر می داشت ولی حیف که از آن حرکت مستقل ، در علوم دانشگاهی ما عمق بخشیده نشد و به نوعی دروس ما به صورت بومی در نیامد.

و اینگونه شدکه بعد از گذشت 3 دهه از انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها امروزه نه علوم انسانی مان بر پایه تفکرات اسلامی است و نه پایان نامه ها و تز های فوق لیسانس و دکترایمان بسط تفکرات اسلامی است که متاسفانه به جرات باید گفت امروز برایند علوم دانشگاهی مان بسط تفکرات غربی برای جوانان ایرانی و بومی سازی تفکرات اندیشمندانشان است که جای خالی تفکرات اندیشمندان مسلمان در این دانشگاه ها به وضوح دیده می شود.

اگر آن روز فقط ملاک تصفیه اساتید منحرف عقیدتی بود امروز باید تصفیه کتب دانشگاهی غیر متقارن با فرهنگ ایرانی اسلامی ما ملاک باشد تا بتوانیم حرف های جهانی تمدن ایرانی اسلامی خود را با امکانات جهانی  به گوش تمام انسان های روشن ضمیر برسانیم .

رويكرد مسئولین در اين سال ها ايجاد فضايي مناسب براي آزاد انديشي و نظريه پردازي در دانشگاه ها است ولی مگر می شود بدون دردسترس بودن منابع اسلامی و کتب اندیشمندان بومی نظریه پردازی های بومی صورت گیرد ، با توجه به سخنان رهبر انقلاب در لزوم اين مقوله علمي، اجتماعي و آماده سازي محيطي مناسب برای این مورد راهگشا برای آیندگان جا دارد مسئولین بیشتر به بومی سازی کتب و مباحث انسانی اسلامی توجه دارند که اگر در این زمینه بازکوتاهی شود باید گفت پس چه کسی در چه زمان و مکانی باید دست به بسط اقتصاد ، روانشناسی ، مدیریت و ده ها موضوع و سرفصل اسلامی زند

و در آخر باید از خود بپرسیم امروز هم دیر نشده است

پیام امام خمینی خطاب به رهبری

«بسم الله الرحمن الرحیم


جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد علي خامنه‏اي دامت افاضاته

خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداي انقلاب شكوهمند اسلامي هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنراني كه كردند ملت فداكار را منسجم‏تر و پيوندها را مستحكم‏تر نمود و مصداق «لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر» تحقق پيدا كرد.

اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور نمودند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علي هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي‏باشيد، ميزان تفكر سياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند.

اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان اينان آنقدر از بينش سياسي بي‏نصيبند كه بي‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسی سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانساني به جاي برانگيختن و رعب، عزم ميليونها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداي اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟

آيا نمي‏دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهي كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهي مشتي تبهكار از دست مي‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولي بر حق او حضرت بقيئ اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار می کنیم به سربازاني در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالي به سر مي‏برند.

من به شما خامنه‏اي عزيز، تبريك مي‏گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.

والسلام عليكم و رحمت اللَّه و بركاته. روح اللَّه الموسوي الخميني»

مناجات های شهید مصطفی چمران

خدايا

تو را شکر مي کنم که شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز کردي که عليه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قيام کنند

و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاک کنند

و ارزش و اهميت شهادت را در معرکه حيات بفهمند

و با ايمان خدايي و اراده آهنين، خود را از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشند.

علي وار زندگي کنند و در راه سرخ حسين عليه السلام قدم بگذارند

و شرف و افتخار راستين تشيع را که قرنها دستخوش چپاول ستمگران بود دوباره کسب کنند.'

خدايا
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست
و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم
منم ميزنم
خواهش دارم و آرزو ميکنم


خدايا...
تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي
تو مرا به آتش عشق سوختي
تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.


خدايا ...
تو به من
پوچي لذات زود گذر را نمودي
ناپايداري روزگار را نشان دادي
لذت مبارزه را چشاندي
ارزش شهادت را آموختي


خدايا
تو را شکر ميکنم
که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم
نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.
فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.

من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند

من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن

شعرازحمیدمصدق

معلم شهیدم راهت ادامه دارد

شاید هروقت نام شهید مطهری را می شنوی یادت به کتب ایشان که در گوشه کتابخانه اتاقت دارد مانند ده ها کتاب مذهبی دیگر که خاک می خورد می افتی با خودت می گویی دیگر باید به ادامه سیر مطالعاتی کتب این شهید ادامه داد

ولی باز که فردا می شود آن کتاب ها هنوز غمخوار یکدیگر باشند و تو یادت نیاید که با خودت چه قولی داده ای

اما به حرمت خون ریخته شهید والا مقام مطهری لطفا به قول خود عمل کنید و سیر مطالعاتی ایشان را ادامه دهید

رونوشت://

۱. دوستان هم عقیده خودم

۲. کتب خاک خورده کتابخانه اتاقم

20 مناجات در وصيت نامه شهدا

1- شهيد معلم مهدي رجب بيگي؛ متولد سال 1336:

«خدايا پرواز را به ما بياموز تا مرغ دست آموز نشويم و از نور خويش آتش در ما بيفروز تا در سرماي بي‌خبري نمانيم. خون شهيدان را در تن ما جاري گردان تا به ماندن خو نکنيم و دست آن شهيدان را بر پيکرمان آويز تا مشت خونينشان را برافراشته داريم. خدايا چشمي عطا کن تا براي تو بگريد، دستي عطا کن تا داماني جز تو نگيرد، پايي عطا کن که جز راه تو نرود و جاني عطا کن  که براي تو برود.»

2- شهيد دکتر مصطفي چمران متولد سال 1311محل تولد تهران محل شهادت دهلاويه سال‌1360:

«بگذاريد بند بندم از هم بگسلد، هستيم در آتش درد بسوزد و خاکسترم به باد سپرده شود، باز هم صبر مي‌کنم و خداي بزرگ خود راعاشقانه مي‌پرستم. آرزو داشتم که شمع باشم، سر تا پا بسوزم و ظلمت را مجبور به فرار کنم. به کفر و طمع اجازه ندهم بر دنيا تسلط يابد.»

3- شهيد مجتبي رسول زاده، محل تولد: تهران، مکان شهادت: خرمشهر به سال 1361:

«خدايا اگر مي‌داني که عاشقت شده‌ام، مرا به سوي خود فراخوان والا مرا رشد بده و توفيق تکامل الي‌الله نصيبم کن تا لايق شهادت گردم.»

 4- شهيد صفرعلي خاجوي، محل شهادت: شلمچه به سال 1365:

«اي خدا اگر مرا به جرمم مواخذه کني، تو را به عفوت بازخواست مي‌کنم و اگر مرا به آتش دوزخ ببري، اهل دوزخ را آگاه خواهم کرد که تو را دوست دارم.»

5- شهيد مجيد پورکرمان محل تولد: تهران، محل شهادت: خرمشهر به سال 1361:

«من هيچ‌شاخه سبزي ندارم تا با خود به سراي ديگر ببرم، اما اميد دارم که اين شاخه‌هاي خشک شده در اين لحظات پرثمر و پرنعمت جان بگيرند و سبز شوند.»

6- شهيد حسن رئوفي فريماني، متولد سال 1344 در تهران، محل شهادت پنجوين به سال 1362:

«خدايا کمکم کن تا پايم نلرزد و هدايت کن گلوله‌هاي آتشين مرا تا بر سينه دشمنانت فرود آيند و هنگامي که صلاح تو در آن بود که جان ناقابل اين حقير تقديم گردد، مهدي (عج) را بر بلينم فرست که سخت محتاج اهل بيت هستم. خداوندا درد تير و ترکش و خمپاره را تحمل خواهم کرد، اما اندوه خميني را هرگز.»

7- شهيد حسين يحيايي محل تولد تهران به سال 1344، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«اي خدا، اين دلم، جانم، روحم فقط تو را مي‌خواهد. ديگر طاقت ماندن در ميان دنيا و دنيائيان را ندارد و مي‌خواهد از وادي پر از گناه و وادي ساده کوچ کند و در وادي عشق و صفاي روحاني فرود آيد. اي انسان‌ها روح روح را الهي کنيد، از مسير دنيا طلبي خارج و در مسير رضاي خدا وارد شويد و رضاي خدا بطلبيد.»

8- شهيد سعيد هدي محل تولد مراغه، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خداوندا، مرغ ناچيز و محبوس در قفس، چشم به تو دوخته و با لرزاندن بال‌هاي ظريفش آماده حرکت به سوي توست. ما نه براي اينکه از قفس تن پرواز کند و در جهان پهناور هستي بال و پر بگشايد، نه زيرا زمين و آسمان با آن همه پهناوري، جز قفس بزرگتري براي اين پرنده شيدا نيست. او مي‌خواهد آغوش بارگاه بي‌نهايت را باز کني و او را به سوي خود بخواني»

9- شهيد علي حسيني آقايي محل تولد تهران به سال 1341، به محل شهادت سومار 1361:

«خدايا، دل دردمندم شوق آزادي دارد تا از اين غربتکده سياه، تا از اين زندان عاشقان وصالت، نداي خود را به وادي عدم بکشاند و فقط با خداي خود به وحدت برسد.»

10- شهيد حاج عبدالستار قنداني‌پور متولد سال 1340:

«خدايا، ريشه‌هاي اين علاقه به دنيا را در خاک وجود من بخشکان و تارهاي اين وابستگي را در زواياي قلب من بسوزان. خدايا، عشق به اين لجترار متعفن که جامه مخالفت با تو را بر من پوشانده است. تو اين جامه را از تن من بيرون آور.»

11- شهيد ابوالفضل راز فاني محل تولد تهران، محل شهادت در بند عراق به سال 1362:

«الهي، يا قدوس، با ارحم الراحمين، من ذليليم، من کوچکم، به عظمت خودت تواناييم ده. با نور خودت آشنايم کن، قطعه قطعه بدن پر دردم، عاشق اسلام و عاشق شهادت است. خدايا، نگذار چشم بسته از اين دنيا بروم.»

12- شهيد احمد دادستان متولد 1347 در تهران، شهادت به سال 1362:

«اي مهربان، من نيز عاشق تو هستم. اي بخشنده مهربان کرمي در حق من کن و مرا ببخش و مرا در صف عاشقانت قرار ده. خدايا، وجود مرا براي لقاي خودت و رساندن عاشق به معشوق آماده ساز.»

13- شهيد سيد داود مشکار گونه فراهاني متولد سال 1337 در تهران، محل شهادت اهواز به سال 1360:

«به نام او که از اويم، به نام او که زنده به اويم، زندگيمان به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، يارم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست احساسش مي‌کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم و با تمام سلول‌هايم. اي همه چيزم، به يادت هستم. به يادم باش که بي‌تو هيچ و پوچ خواهم بود.»

14- شهيد بهزاد حداد ماهي محل تولد تهران به سال 1348، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خدايا دوست دارم که اگر شهيد شدم، بي سر باشم که در مقابل امام حسين (ع) روسفيد باشم... . خدايا، بر من رحم کن. خدايا هميشه  خواسته‌ام که شهيد شوم. اين آرزو را برايم برآورده کن.»

15- شهيد جواد حيدري فرد محل تولد تهران به سال 1333، محل شهادت جزيره مجنون به سال 1362:

«خدايا، به تو پناه مي‌آورم از نفسي که سير نمي‌شود و از دانشي که سود نمي‌دهد، از نمازي که بالا نمي‌رود و از دعايي که به اجابت نمي‌رسد.

16- شهيد بهنام يوسفي اردبيلي تولد به سال 1343:

«اي معبود من، اي آن که دل‌هاي پاک در لقاي تو مي‌تپد. خدايا، من با تو در شهادت دوستانم و به هنگام بلند شدن ناله‌هاي کودکان مادر از دست داده در بمباران‌هاي دشمن، با تو پيمان بستم و عهد نمودم که تا پايان راه بروم و حال بر پيمان خود وفا کردم. الهي، من به وفاداري و خلوص عمل نمودم، تو نيز مرا بپذير.»

17- شهيد مجيد حاجي محمد زاده اصل محل تولد آذربايجان شرقي به سال 1341، محل شهادت شلمچه:

«الله اکبر، الله اکبر! چه زيبا معلمي هستي و چه مهربان محبت نمودي. من از تو تشکر مي‌کنم که توانستم درس خود را از تو بياموزم و در صحنه عمل امتحان دهم و اين کوچک را به وادي عشق منزلت دادي.»

18- شهيد يعقوب مهدي زاده اصل محل تولد اردبيل به سال 1342، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«خدايا! اگر کمکم نکني، دستم نگيري، چه کنم و به کجا پناه ببرم. من به غير از تو کسي را ندارم، پناهي ندارم و تنها هستم. يا رب! دست اين بنده ناچيز را بگير و نداي او را که از اعماق قلب بر مي‌خيزد، گوش کن و مرا يک لحظه به حال خودمان وامگذار.»

19- شهيد غلامرضا شاه ميرزايي محل تولد اصفهان به سال 1343، محل شهادت کردستان به سال 1364:

«خدايا، به محمد (ص) بگو که پيروانش حماسه آفريدند، به علي (ع) بگو که شيعيانش قيامت به پا کردند و به حسين (ع) بگو که خونش در دل‌ها مي‌جوشد. بگو از آن خون‌ها سروها مي‌رويد و ظالمان سروها را مي‌برند اما باز هم سروها مي‌رويند.»

20- شهيد محمد حسين کاظمي محل تولد اصفهان به سال 1343، محل شهادت شلمچه به سال 1365:

«پروردگارا، جز شراب وصال تو چيز ديگري عطش مرا نمي‌کاهد و جز به ديدار تو چيزي ديگر عشق مرا خاموش نمي‌کند و جز ديدن رحمت تو در اين کار اشتياق مرا سير نمي‌سازد.»

به افتخار استادم حسن عباسی

دیروز نمی دانم چرا ولی یکی از دوستان قدیمی هر چه از دهنش درآمد به حسن عباسی گفت که عباسی فلان است و بمان است اگر گوشی را قطع نمی کردم حسن عباسی از دید او اصلاح طلب و کافر ملحد حربی هم می شد.

ولی حسن عباسی هرچه باشد هر که باشد ،همه بدانید محبوب ترین استاد سیاسی بنده است

استاد حسن عباسي

حالا هرچه می خواهید توهین کنید

چراغ راه دانشجویان در 32 سالگی انقلاب

داشتم در فضای مجازی سیر می کردم پرتو هایی از نور دیدم که چشم را جلا می داد از بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران خطاب به من و تو و همه دوستان و همسالانمان :

اى قشرهاى روشنفكر و اى قشرهاى نويسنده، قلمها و گفتار خودتان را در راه اين مستضعفين صرف كنيد، اى دانشمندان ما، اى دانشجويان ما، اى فرهنگيان ما، اى دانشگاهيان ما، اجتماعات خودتان را براى راه اين مستضعفين تقويت كنيد، شما بوديد كه اينهمه خدمت كرديد و اينهمه خون داديد و اينهمه حبس رفتيد و اينهمه زجر كشيديد براى خلاصى از يوغ دشمنان، خلاصه از چپاولگرى چپاولگران، نگذاريد زحمات خودتان هدر برود، قلمها را در راه خدمت‏به اين خلق به كار بيندازيد، گفتار را در راه خدمت‏به مستضعفين و اعمال را در خدمت‏به مستضعفين. “

شما دانشجوهاى عزيز، خودتان درصدد اين باشيد كه از غربزدگى بيرون بياييد. اين گمشده خودتان را پيدا كنيد، گمشده شما خودتان هستيد، شرق خودش را گم كرده و شرق بايد خودش را پيدا بكند. آنها در صددند كه به هر ترتيب شده است‏خودشان را به ما تحميل كنند و شما بايد مقاومت كنيد. “

مقام معلم و مقام دانشجو كه بايد مغز متفكر يك ملت را تشكيل بدهد، از امورى است كه بايد به آن توجه زياد بشود و وظيفه معلم و دانشجو مشخص باشد تا ان‏شا الله بر آن طريقى كه اسلام مى‏خواهد و مقام انسانيت اقتضا مى‏كند، از همان طريق راه بروند و طى مقامات را بكنند و به آنجايى برسند كه انسان شوند. “

دانشجويان ما بايد خودشان اول توجه بكنند كه رفتار خودشان، كردار خودشان، گفتار خودشان همه اينها منطبق با موازين اسلامى و اخلاقى باشد تا اينكه اگر مردم را دعوت كرديد. به اسلام و بايد هم دعوت بكنيد، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد. خودتان يك وضعى نداشته باشيد كه وقتى بگوييد، مسخره كنند كه آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه مى‏كند. “

“از شما دانشجوهاى عزيز كه اميد آينده كشور اسلامى هستيد تشكر مى‏كنم كه تشريف آورديد در اين روز سرد و با شما ملاقات مى‏كنم. شما مى‏دانيد كه هر چه از خوبيها و بديها براى يك ملتى تحقق پيدا مى‏كند، وابستگى يا استقلال، در قيد و بند بودن و اختناق يا آزادى، تابع تربيتهاى دانشگاهى است. آنچه كه دانشگاه در يك كشورى نقش دارد از امور مهمه‏اى است و نقش بزرگى دارد كه اين نقش بزرگ را اگر ايفا كند و به طور صحيح ايفا كند، كشور را به مقصد اعلاى خودش مى‏رساند. “

 “جوانان متعهد در طول تاريخ به خصوص دانشجويان مسلمان در نسل حاضر و در نسلهاى آينده سرمايه‏هاى اميدبخش اسلام و كشورهاى اسلامى هستند. اينان‏اند كه با تعهد و سلاح و استقامت و پايدارى مى‏تواند كشتى نجات امت اسلامى و كشورهاى خود باشند و اين عزيزان‏اند كه استقلال و آزادى و ترقى و تعالى ملتها مرهون زحمات آنان است و اينان‏اند كه هدف اصلى استعمار و استثمارگران جهان‏اند و هر قطبى درصدد صيد آنان است و با صيد آنان است كه ملتها و كشورها به تباهى و استضعاف كشيده مى‏شوند. “

و اكنون اى جوانان عزيز! و اى دانشجويان و دانشمندان! و اى اميد امروز و فرداهاى امت و اسلام! امانت‏بزرگ استقلال و آزادى كه از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداكارى ملت عظيم‏الشان ايران به دست آمده است، به شما عزيزان سپرده شده و مسئوليت‏بزرگى به عهده همه گذاشته است، همه ملت‏به خصوص دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند، مسئول نگهبانى از اين امانت‏بزرگ الهى مى‏باشند.”

یک نکته از هزاران

"بنده دلم مى‏خواهد اين جوانان ما شما دانشجويان؛ چه دختر، چه پسر و حتّى دانش‏آموزان مدارس - روى اين ريزترين پديده‏هاى سياسى دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. گيرم كه تحليلى هم بدهيد كه خلاف واقع باشد؛ باشد!

خدا لعنت كند آن دستهايى را كه تلاش كرده‏اند و مى‏كنند كه قشر جوان و دانشگاه ما را غير سياسى كنند.

كشورى كه جوانانش سياسى نباشند، اصلاً توى باغ مسائل سياسى نيستند، مسائل سياسى دنيا را نمى‏فهمند، جريانهاى سياسى دنيا را نمى‏فهمند و تحليل درست ندارند.

مگر چنين كشورى مى‏تواند بر دوش مردم، حكومت و حركت و مبارزه و جهاد كند؟!"

(امام خامنه اي 12/8/1372)