قسمتی از حاشیه نویسی میکائیل دیانی دوست خوبم از دیدار با رهبری
زینلیان، نماینده جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان آخرین نفر پشت تریبون میآید. قد و قامت کوتاهی دارد اما از همان ابتدا مشخص میشود صدای رسایی دارد. صحبتش را با این شعر شروع میکند «به نام خالق و رب دوعالم / تو بودی که نهادی نامم آدم/ وگرنه من همان خاکم که بودم/ تو بودی که آفریدی تار و پودم». یکی از بچههای تشکلهای دانشجویی در کنارم نشسته است، با خنده میگوید: این شعر الان شده جزو هویت زینلیان، فکر کنم در خانه هم بخواهد با خانواده صحبت کند اول این شعر را میخواند. میخندم و میگویم: چطور؟ میگوید: همه جلسات و هر جا بخواهد صحبت کند این شعر مقدمه است.
نقدهایش بیش از همه به فتنه و جریان فتنه در دانشگاه است. همین مساله هم باعث میشود احسنتها پشت احسنتها برای حرفهایش بیاید. به فشار بر تشکلش برای خالی کردن ساختمان خیابان قدس، تقاطع با ایتالیا اشاره میکند و میگوید از اتحادیه ما به دادگاه قضایی شکایت کرده و خواستند و هنوز هم میخواهند که ساختمانی که 22 سال است در اختیار ما بوده را از ما گرفته و از دید خود ما را تضعیف کنند که حتی جایی برای فعالیت نداشته باشیم.
ولی رهبرا! اُف برما که با فشار اینان و بعضی دوستان فتنهگرشان در دانشگاهها بخواهیم امام زمان و شما و مردم شریفمان را تنها بگذاریم و آرمانها را فراموش کرده، در روز قیامت شرمنده شهیدانی شویم که رفتند تا فتنهگران داخلی و خارجی دستشان از این انقلاب کوتاه شود. جمعیت این بار تکبیر میگوید.
نقدی را نسبت به سربازی بیان میکند و میگوید: «خدمت مقدس سربازی به دلیل در نظر نگرفتن استعدادها و مهارتها و رشته و مدرک تحصیلی به یکی از مهمترین دغدغههای جوانان در سالیان اخیر تبدیل شده است.» که با احسنت حضار پسر همراه میشود.
زینلیان در پایان با شور و حرارت شعر معروف مرحوم آقاسی را میخواند که مسلماننمایان تکنوکرات، رهاوردتان چیست جز منکرات؟ و بند جدیدی هم به آن اضافه کرده که؛ نجومیترین فیشها سهمتان! او هم چند کلامی با آقا همصحبت شده بود که با خنده دو طرف همراه بود. پرسیدم چه گفتی و چه شنفتی که اینگونه خندیدید؟ گفت داشتم مساله فشار به تشکلها را مطرح میکردم که آقا با خنده و شوخی گفتند «اینها را ولش کن این شعری که خواندی از که بود؟» که من هم خندهام گرفت
منتشر شده در روزنامه وطن امروز
به نام خالق و رب دو عالم